قتلت . قال المسيح عليه السّلام : فويح لأزواجك الباقين ، كيف لا يعتبرون بالماضين » . « 1 »
سعدى اين مضمون را به شعر آورده كه مىگويد :
چو طفل با همه بازيد و بىوفائى كرد * عجبتر آنكه نگشتند هيچيك استاد « 2 »
از اين جهت سرور مردان به او فرمود :
« يا دنيا إليك عنّي ، أبي تعرّضت ؟ أم إليّ تشوّقت ؟ لا حان حينك ! هيهات ! غرّي غيري لا حاجة لي فيك ، قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها ! . فعيشك قصير ، و خطرك يسير ، و أملك حقير » . « 3 »
هامش
( 1 ) - البحار : 1 / 152 / 30 . در حديثى طولانى در كتاب تحف العقول نقل است كه امام كاظم عليه السّلام به هشام بن حكم فرمود : « اى هشام ، دنيا به صورت زنى زرقاء ( كور ، شوم صورت ، زشت ) بر حضرت مسيح عليه السّلام مجسّم شد . حضرت از او پرسيد : چند شوهر كردهاى ؟ گفت : بسيار ، پرسيد : آيا همگى طلاقت دادهاند ؟ گفت : نه ؛ بلكه همه را كشتم ، حضرت فرمود : پس واى به حال شوهران زندهات كه چگونه از گذشتگان عبرت نمىگيرند ! » .
( 2 ) - مواعظ ؛ سعدى شيرازى رحمه اللّه .
( 3 ) - نهج البلاغه : حكمت 77 . جامع نهج البلاغه قبل از نقل اين كلام گويد : ضرار بن ضمره از ياران امام به شام رفت و بر معاويه وارد شد ، معاويه از او خواست از حالات امام بگويد ، گفت : على را در حالى ديدم كه شب ، پردههاى خود را افكنده بود ، و او در محراب ايستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مارگزيده به خود مىپيچيد ، و محزون مىگريست و مىگفت : - ترجمهء متن : -
« اى دنيا ! ! از من دور شو ، آيا براى من خودنمايى مىكنى ؟ يا شيفتهء من شدهاى تا روزى در دل من جاى گيرى ؟ هرگز مباد ! غير مرا بفريب ، كه مرا در تو هيچ نيازى -