سوم اختصاص به قرآن دارد كه به بحث دربارهء تفاوت سورههاى مكى و مدنى و جمع و تدوين قرآن پرداخته است . ميور در تحقيق خود پا بهجاى پاى اشپرنگر گذاشت ، ولى چنانكه در ص 112 اثر خود تصريح دارد جامعتر و مفصلتر به تعيين تاريخ نزول سورهها پرداخته است . نتيجهگيرىهاى او در باب اين مسئله در رسالهاى در زمينهء « منابع و متون براى نگارش سيرهء حضرت محمد » به ضميمهء سيرهء او منتشر شد . سيرهاش زندگى محمد نام دارد ( لندن ، چهار جلد ، 1858 - 1861 ؛ كه سپس در ويرايشهاى مختلف هم تلخيص و هم تجديدنظر شده است ) ؛ و همين مسائل را مبسوطتر در اثر بعدىاش كه تصنيف و تعليم قرآن ، و شهادتى كه در مورد كتب مقدس دربر دارد ( لندن ، 1878 ) آمده است .
افزايش علاقه و توجه به مطالعات اسلامى در اروپا ، فرهنگستان كتيبهپژوهى و ادبيات پاريس را در سال 1857 بر آن داشت كه پيشنهاد كند به بهترين تكنگاشت در زمينهء « تاريخ انتقادى متن قرآن » جايزه مىدهد . دراينباره تصريح شده بود كه متن مزبور بايد داراى اين اختصاصات باشد :
« بحث از تقسيمبندى اوليهء قرآن و از ويژگىهاى قطعات مختلف تشكيلدهندهء آن ؛ تعيين مراحل زندگانى حضرت محمد [ ص ] تا آنجا كه اين بخشها به آن مربوط است ، در حد مقدور ؛ و نيز با استفاده از آثار مورّخان و مفسران عرب [ و مسلمان ] و با ژرفكاوى در آن بخشها [ ى قرآنى ] ؛ روشنسازى تحولاتى كه نص قرآنى از عهد تلاوتهاى حضرت محمد [ ص ] تا جمع و تدوين نهايى آنكه به شكل مصحف نهايى [ رسمى ] و امروزين درآمده ، به خود ديده است ؛ همچنين بازجست انواع نسخهبدلهايى كه پس از جمع و تدوين [ نهايى و رسمى قرآن ] و مصاحف قديم ديگر ، باقىمانده ، با رجوع به كهنترين نسخههاى خطى . »
اين موضوع و پيشنهاد نظر سه محقق را جلب كرد : الويز اشپرنگر
Aloys Sprenger
، ميكله آمارى ايتاليايى
Michele Amari
، كه به تازگى نامش به عنوان تاريخنگار سيسيل / صقليهء اسلامى بر سر زبانها افتاده بود . سومين نفر تئودور نولدكه ، آلمانى جوانى بود كه در سال 1856 اثر تحقيقى بلندى به زبان لاتينى در باب منشأ و جمع و تدوين قرآن انتشار داده بود . همين محقق جايزهء تحقيقى را به دست آورد ، و روايت آلمانى گسترشيافتهء