اين امر به مفهوم سه دين همارز [ چنانكه در سورهء مائده ، آيهء 44 - 50 به آن اشاره شده است ] منتهى مىگردد . نخست آيين تورات كه به موسى [ ع ] داده شده است ، سپس آيين انجيل كه به عيسى [ ع ] داده شده ، و بعد آيين قرآن كه به حضرت محمد [ ص ] عطا شده است . انجيل تصديقكنندهء تورات ، و قرآن تصديقكنندهء دو كتاب مقدس پيش از خود است . آرى يهوديان ، مسيحيان و مسلمانان هريك بر طبق كتاب آسمانىشان داورى خواهند شد . قرآن صرفنظر از ايراد اتهامات پنهانسازى و تحريف كتب مقدس كه به آن اشاره شد ، چنين مىنمايد كه از يهوديان و مسيحيان به خاطر « پارهپاره كردن دينشان و فرقهفرقه شدن » انتقاد مىكند [ انعام ، 159 ] . حضرت محمد [ ص ] و پيروانش يقينا از آيين بر حق ابراهيم پيروى مىكنند [ نساء ، 125 ؛ انعام ، 161 ؛ نحل ، 123 ؛ حج ، 78 ] ؛ و اين در حقيقت دلالت ضمنى بر اين امر دارد كه يهوديان و مسيحيان چنين كارى نمىكنند ، گرچه شكل تكامل يافتهء اين آموزه كه آنها « كتب مقدس را تحريف و تباه كردهاند » تا مدتى پس از وفات حضرت محمد [ ص ] ظاهر نگرديده بود .
به طور كلى ، تعاليم قرآن با تعاليم عهد عتيق توافق دارد . تفاوتهايى كه در جزئيات از جمله در داستان يوسف [ ع ] و شعائر و احكام هست ، جزئى است . در آن اشارهاى به پيامبران نويسا
( Writing )
نيست ، گرچه توجه آنها به عدالت اجتماعى مشهود است .
عنوان كتاب مقدسى مسيح ، پذيرفته شده و به حضرت عيسى [ ع ] اطلاق شده است ، ولى به نظر مىرسد كه معنى و اهميت اصلى آنچنانكه بايد و شايد بهجاى آورده نشده است .
درواقع فرق فارق بين قرآن و عهد عتيق در اين است كه در قرآن برداشت عميقى از قربانى و فديه و روحانيت مسئول آن وجود ندارد .
از سوى ديگر ، بين قرآن و عهد جديد ( انجيل ) اختلافهاى معتنابه وجود دارد . در هرحال بايد به اين نكته توجه داشت كه تا آنجا كه احكام عملى قرآن مطرح است ، اختلافها چندانكه گاهى انگاشته مىشود ، بزرگ نيست . پژوهشگران جديد ، اعم از مسيحى و مسلمان ، اختلافنظرهاى بعدى را بر وفق عبارات قرآنى طرح مىكنند . مثلا رد و تخطئهء اين اعتقاد كه خداوند « ثالث ثلاثه » است [ مائده ، 73 ] معمولا به معناى نفى و انكار آموزهء تثليث مسيحى تلقى مىشود ، حال آنكه به تعبير دقيقتر آنچه رد و تخطئه