5 . ساير نامهاى قرآن
در قرآن كريم ، تعابير و كلمات ديگرى براى اطلاق به مجموعهء پيامهاى وحيانى به كار رفته است . اينها جنبههاى مختلف پيامهاى وحيانى را برجسته مىنمايند ولى به اندازهء دو اسمى كه پيشتر بررسى كرديم ( قرآن ، كتاب ) ، اساسى نيستند .
1 ) تنزيل . كلمهء تنزيل ، مصدر از فعل نزل يعنى فروفرستادن است . قابل ذكر است كه عبارت تنزيل الكتاب در آغاز سورههاى سجده ، زمر ، غافر ، جاثيه و احقاف به كار رفته است ، كه همه جز سورهء زمر ، داراى حروف مقطعهاند . آغاز سورهء فصّلت چنين است :
« حم
[ - حا . ميم ] .
تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . كِتابٌ . . . »
، و مىتوان گفت تنزيل به معناى نازل شده يا فروفرستاده شده يا پيام وحى شده است . در سورهء طه ، آيهء 4 ، و سورهء يس ، آيهء 5 ( كه در اين مورد
« تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ »
همچون جانشين براى كلمهء آغازين سوره يعنى « يس » به نظر مىرسد ) ، و نيز در سورهء شعراء ، آيهء 192 ، و سورهء واقعه ، آيهء 80 ، و سورهء حاقّه ، آيهء 43 نيز كلمات و تعابير مشابهى وجود دارد . از آنجا كه اين كلمه ممكن است به عنوان نامى براى قرآن يا بخشى از آن تلقى گردد ، مىتوان گفت كه تأكيدكنندهء خصلت وحيانى آن است . اين كلمه تقريبا داراى بسامدى نزديك به كلمهء قرآن يا « كتاب » يا هر دوى آنهاست .
2 ) ذكر . ذكرى ، تذكره . اين اسمها از فعل ذكر يعنى به ياد آوردن ، يادكردن ، گرفته شده است . ثلاثى مزيد آن ذكّر به معناى به ياد كسى آوردن و پند و موعظه است . در بعضى عبارات و آيات قرآن به [ حضرت ] محمد [ ص ] دستور داده شده است كه به مردم موعظه كند ، و در سورهء غاشيه ، آيهء 21 خود او موعظهگر يا مذكّر ناميده شده است . سه اسم نامبرده غالبا با اين معنى به كار مىروند . ذكر در سورهء اعراف ، آيهء 63 و 69 ؛ در سورهء يوسف ، آيهء 104 ؛ در سورهء ص آيهء 87 ؛ در سورهء قلم ، آيهء 52 ؛ در سورهء تكوير ، آيهء 27 آمده است .
ذكرى در سورهء انعام ، آيهء 69 ، و 90 ؛ سورهء هود ، آيهء 114 ، 120 ؛ و سورهء مدّثر ، آيهء 31 به كار رفته است . تذكره در سورهء حاقه ، آيهء 48 ؛ مزّمّل ، آيهء 19 ؛ و انسان ، آيهء 29 مشاهده مىشود .
از آنجا كه اين كلمات به پيام وحيانى يا بخشى از آن اطلاق مىگردد ، مقصود و معناى مراد از آن آشكار است . در سورهء « ص » ، آيهء 1 قرآن ذى الذكر ( داراى يادآورى ، پندآميز )