الْفُرْقانَ . . .
» . ( آل عمران ، آيات 3 و 4 ) . همچنين :
« تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً »
( سورهء فرقان ، آيهء 1 ) .
اين كاربردهاى كلمهء فرقان در آن قسمتها از وحى كه تاريخش اندكى قبل از جنگ بدر يا اندكى بعد از آن است ، ظاهر گرديده است . « 1 » در سورهء انفال آيهء 29 ( كه على العموم تاريخش به حوالى جنگ بدر باز مىگردد ) هنوز فرقان به دست مسلمانان نرسيده است ؛ حال آنكه آيهء 41 سورهء انفال ، روز فرقان را با روز جنگ بدر يكى مىگيرد . آيهء 53 سورهء بقره دعوت از يهوديان است كه با پذيرفتن ارشاد [ حضرت ] محمد [ ص ] ، براى روز قيامت خود ، پيشانديشى كنند ؛ و اين عبارت بايد مدتها قبل از جنگ بدر باشد . و آيهء 48 سورهء انبياء هم احتمالا تاريخى مشابه دارد . ريشهء فرق در سورهء مائده ، آيهء 25 در دعايى به درگاه خداوند آمده است كه مىگويد : خداوندا ، بين موسى ( و هارون ) و قوم نافرمان جدايى بينداز ، كه احتمالا فحواى آن چنين است كه اين دو برادر نبايد به گناه قومشان مؤاخذه شوند . در گزارشى ديگر ( سورهء اعراف ، آيات 145 - 156 ) كه اشاره به دادن الواح شريعت به موسى و ماجراى گوسالهء سامرى دارد [ كه آيهء 53 سورهء بقره هم مربوط به آن است ] با گوسالهپرستان به نحو ديگرى خطاب مىشود تا كسانى كه عمل ناشايست كرده و از آن توبه كردهاند ( اعراف ، آيات 151 - 153 ) . و اين يك نوع فرق و فرقگذارى است ، حتى اگر كلمهاى از ريشهء فرق در مورد آن به كار نرفته باشد . در پرتو عبارات آيهء 156 سورهء اعراف كه مىگويد : « ما براى طاعت تو يهودى شدهايم » « 2 » محتمل است كه فرقان چيزى انگاشته شده كه جامعهء مؤمنان را از نامؤمنان جدا مىكند . درست پيش از غزوهء بدر مسلمانان تعلق خاطر به اين امر داشتهاند كه خود را به عنوان يك جامعه از يهوديان متمايز سازند ، و در جنگ بدر ، تمايز بين مسلمانان و مشركان مكه پديد آمد . « 3 »
هامش
( 1 ) . بل بعدها نظرى را كه در كتاب منشأ اسلام در زمينهء مسيحىاش ، ص 118 ، عرضه داشته بود ، مبنى بر اينكه اين كلمه در عبارات وحيانى دورهء مكى متأخر است ، تخطئه كرد ؛ و اين امر مبتنى بر اين فرض بود كه سورههاى انبيا و فرقان مكى بودهاند .
( 2 ) . ريچارد بل و مونتگمرى وات مانند بسيارى از مترجمان و مفسران ديگر در اينجا « هدنا » را به معناى يهودى شدن گرفتهاند ، حال آنكه به معناى بازگشت و توبه است . مترجم
( 3 ) . به نظر مىرسد واگتندونكWagtendonkدر بحث اخيرش دربارهء فرقان ( در كتاب روزه در قرآن ، ص 67 ، 87 و غيره ) ، آن را به معناى جنگ بدر مىگيرد .