در تحليل آخر ، معانى پيشنهاد شده يعنى رستگارى ، نجات و جدايى يا تمايز ، با سه عبارتى كه پيشتر نقل كرديم همخوانى كامل ندارد ، زيرا اينها مشتمل بر تعبير نزّل و انزلاند . در آن ايام اين كلمات ، به صورت تعبيرات فنى براى وحى يا پيامى كه فرشتهء ميانجى مىآورد ، درآمده بود ، و دشوار مىتوان پذيرفت كه رويدادى چون پيروزى در جنگ بتواند به اين شيوه « نازل شده باشد » يا نزول يافته باشد . آيا نمىتوان آن را تعلق گرفتن حكم الهى به اين امر و ابلاغ آن در چنين روزى ( جنگ بدر ) به [ حضرت ] محمد [ ص ] تعبير كرد كه لزوما توسط كلمات و عبارات قرآنى با او درميان گذاشته نشده است ؟ اگر چنين باشد ، اين امر هم ممكن است ، كه در همان ماه رمضان ، قرآن در شب واحد نزول كلى يا دفعى داشته باشد و اين امر مىتواند پيوند بين قرآن و فرقان را روشن كند . تفسير آيات دربردارندهء فرقان ، فوق العاده نظرى و نظرپردازانه است ، و چندان ربطى با موضوع حاضر ندارد . به عنوان نتيجهگيرى مىتوان گفت كه اگر فرقان بخشى از قرآن باشد ، آن جنبه از قرآن است كه اهميت پيروزى بدر ، نجات يافتن مسلمانان و جدا شدنشان از مشركان را شرح مىدهد ؛ همچنين اطمينانبخشى از تأييد الهى و استقرار مسلمانان به عنوان يك جامعهء مشخص و متمايز را . همچنين به ضرس قاطع مىتوان گفت كه كلمهء فرقان فقط مدت زمان كوتاهى ادامه يافت ، و دليل اين امر على الظاهر اين است كه پس از شكست خوردن مسلمانان در جنگ احد ، و نيز پس از كسب موفقيتهاى بعدى ، اهميت بدر از نظر مسلمانان تغيير و تفاوت پيدا كرد .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: ريچارد بل
ص٢١٨