يك آيه از زمينهء ديگر است .
ب . نقد اين فرضيه
اين نظريه كه نظم و ترتيب قرآن غالبا دستخوش اين واقعيت قرار گرفته كه عباراتى پشت عبارات ديگر نوشته شده ، از سوى ريچارد بل با تفصيل تمام در مورد كل قرآن ادعا شده است . نتيجهگيرىهاى او در ترجمهاش از قرآن مجيد به انگليسى با طرح و تعبيههاى گوناگون چاپى ازجمله آوردن بعضى بخشها با هيئت يا حروف متفاوت در وسط صفحه ، درج گرديده است . خواننده هرچه اين نتيجهگيرىها را بيشتر مطالعه مىكند ، بيشتر تحت تأثير زحمات توانفرساى او و اخلاص و صداقت علمىاش قرار مىگيرد . تا ساليان سال محققان و قرآنپژوهان بايد در جزئيات كار او به ديدهء تأمل و تحقيق بنگرند .
اين نظريه را بىمحابا نمىتوان تخطئه كرد ، زيرا از يك سو روشن است كه مدارك مكتوب از زمانهاى خيلى كهن [ عهد رسول اللّه ] وجود داشته است . حتى اگر خود حضرت [ ص ] به دست خود چيزى نمىنوشته است ، مىتوانسته است آنچه را كه مىخواهد به دست كاتبان بنويساند . مسلّم است كه او در اواخر عمرش كاتبانى در استخدام داشته است . حتى احاديثى هست حاكى از اينكه براى كتابت وحى كاتبانى استخدام شده بودند . اشارهاى كه در آيهء ششم سورهء اعلى به نسيان حضرت [ ص ] هست حاكى از اين معناست كه او به حافظهاش بىاعتماد شده بوده و پيامهاى وحيانى را پيش از اعلام رسمى و همگانى آنها يادداشت و ثبت و ضبط مىكرده است . تمسخر مكيان در حق حضرت [ ص ] كه ادعا مىكردند « افسانههاى پيشينيان است كه براى خود نسخه برداشته است » ( سورهء فرقان ، آيهء 5 ) دلالت بر اين دارد كه در مكهء آن روزگار احتمال و امكان ثبت و ضبط چيزى وجود داشته است . اگر او بخشى از قرآن را بازنويس كرده باشد ، كه كاملا محتمل هم هست ، چهبسا كوشيده است كه آن را پنهان نگه دارد . مىتوان انتظار داشت كه در مدينه لااقل احكام فقهى قرآن ثبت و ضبط شده باشد . گزارش مربوط به نخستين جمع