نظريه وجود دارد . ولى حتى اگر بعضى از اين شبهات هم وارد نبود ، و كاربرد نظريهء او دقيق بود ، به درك و دريافت ما از صدر اسلام چندان چيزى افزوده نمىشد . در اين زمينه نتيجهگيرىهاى حاصل از اين نظريه در تعارض با شواهدى است كه [ به نظر او ] حاكى از بازنگرى و حك و اصلاح است . اگر تجزيه و تحليل [ بل ] در باب عبارات مربوط به تحويل قبله درست باشد ، در اين صورت به درك و دريافت ما از جهتگيرى مجدد و عميق خطمشى دولت اسلامى در مارس سال 624 ميلادى به ميزان معتنابهى مىافزايد .
تأكيد بر اسناد در نظريه و برداشت بل بايد با توجه كردن شايان به جنبهء نقل شفاهى قرآن تعديل گردد . در گزارش حديثى ، « قلوب الرجال » يعنى حافظهء مردان يكى از منابعى شمرده شده است كه زيد بن ثابت از آنها استفاده كرده است . گفتنى است كه قاريان قرآن به زودى گروه مهمى را در جامعهء صدر اسلام تشكيل دادند . اين احتمال كه ممكن است حضرت محمد [ ص ] عبارتى از قرآن را فراموش كرده باشد ، كه اشارهاى به آن در آيهء ششم سورهء اعلى آمده است ، حاكى از اين است كه حضرت [ ص ] لااقل مدتى به حافظهاش اعتماد مىكرده است . اين نكته اين مسئله را پيش مىكشد كه آيا حضرت رسول [ ص ] بين اعلام و آشكارسازى يك پيام وحيانى كه قبلا دريافت كرده بوده و اعلام يك پيام در لحظهء وحى كه بعضا با پيام دريافت شدهء قبلى همسان بوده ، به روشنى فرق مىگذاشته است ؟ اشاره به اينكه جمع قرآن با خداوند است و در آيهء 17 سورهء قيامت آمده است ، على الظاهر دلالت بر اين دارد كه حضرت [ ص ] وحىهايى دريافت مىكرده كه تركيبشده ( يا شايد اقتباسشده ) از وحىهاى پيشين بوده است . اين نكته بدين معنى است كه وحى ممكن است با الفاظى كمابيش متفاوت تكرار شود . وقتى كه تكرارهاى متعدد عبارات و آيات قرآنى را در سراسر قرآن به ياد آوريم ، اهميت اين نكته نمايانتر مىگردد . از سوى ديگر ، اين مسئله ممكن است با پديدهء تداوم يا ادامههاى جانشين پيوند داشته باشد . لذا محتمل به نظر مىرسد كه بگوييم بعضى عبارات در مواقع مختلف به صورتهايى كمابيش مختلف وحى شده است ، و همين صورت متفاوت آنها در حافظهء بعضى از مسلمانان محفوظ مانده بوده است ، و لذا گردآورندگان يا تدوينكنندگان قرآن با
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: ريچارد بل
ص١٦٢