را نامه كرد . و هر روزى خطبه كردى و مردمان را بفرمودى كه ساخته باشيد . و مردمان بساختند . پس على را خبر آمد كه مردمان مكّه گرد آمدند بر خلاف تو ، و عايشه بفرمود ايشان را كه خون عثمان طلب كنيد و على را به خلافت مپسنديد ، و طلحه و زبير با ايشان يكى شدند . على را سخت اندوه آمد و مردمان را گرد كرد و گفت ما را كارى پيش آمد بزرگتر از كار شام ، و خبر مكّه ايشان را بگفت كه عايشه چنين كرد ، و طلحه و زبير عجبتر كه پيش ايشان شدند و با ايشان يكى شدند و بيعت بشكستند ، و خداى تعالى ايشان را نصرت نكند . بسازيد رفتن به سوى مكّه كه اين فريضه تر از شام است . مردمان مدينه حديث طلحه و زبير بشنيدند ، سست شدند و كس اجابت نكرد به رفتن . على سه روز خطبه همى كرد و همى گفت بيعت كرديد با من ، وفاى بيعت نصرت بود . پس اندك مايه مردم اجابت كردند و على رفتن را بساخت به مكّه .
و بر طلحه و زبير خلق بسيار گرد آمدند و يعلى بن اميّه كه امير يمن بود و على او را باز خوانده بود او به مكهء شد با خواستهء بسيار و با ايشان يكى شد . و سعيد بن العاص و وليد بن عقبه و عبد الله بن عامر [ 268 a ] و همه بنى اميّه آنجا گرد آمدند و بيعت كردند . و سوى عايشه آمدند و تدبير كردند كه از كدام سوى شوند . و گفتند مردمان بس كس على را اجابت نكردند . طلحه و زبير گفتند مردمان مدينه با ما حرب كنند كه ما با على پيش ايشان بيعت كرديم . عايشه گفت : شما با على بيعت كرديد و اكنون بشكستيد ؟ گفتند ما بيعت به ستم كرديم از بيم شمشير مالك اشتر پس طلحه و زبير چنان تدبير كردند كه به شام شوند سوى معاويه و با وى يار باشند . عبد الله بن عامر بن كريز گفت : به بصره شويم كه ما را آنجا هواخواهانند بسيار ، و من عثمان بن حنيف را از شهر بيرون كنم و شهر به شما سپارم . طلحه گفت : اگر تو كس بودى خود او را به شهر نهشتى چنان كه معاويه كرد با سهل بن حنيف . يعلى بن اميّه گفت : صواب آن است كه به بصره شويم . و طلحه دانست كه مردمان بصره هواى او خواهند . [ راى شدن بصره درست كردند ، ] و عايشه را گفتند ترا با ما بايد آمدن تا مردمان را بر خون عثمان آغالى و بر حرب تحريض كنى همچنانكه به مكّه كردى . عايشه اجابت كرد .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 613
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦١٣