خبر گشادن همدان به صلح
پس حذيفه را خبر آمد كه آن هزيمتيان به همدان گرد آمدند . قعقاع بن عمرو را بفرستاد تا ايشان را اسير كند . و اندر همدان دهقانى بود نام او دينار ، و ملك همدان و رى او را بود . آن دهقان پيش او باز آمد گفتا : مرا سوى اميرتان بر تا با وى صلح كنم . قعقاع او را بياورد سوى حذيفه و صلح كرد بر همدان و صلح نامه بنوشت . و همدان را بر صلح بگشاد و نهاوند به شمشير . و نهاوند را ماه البصره خواندندى و دينور را ماه الكوفه . و هر دو شهر به يك ديگر نزديك است زيرا كه اين سپاه لختى از بصره بود و لختى از كوفه . پس چون فتح تمام شد حذيفه آنجا بنشست تا عمر رضى الله عنه چه فرمايد ، باز گردد يا پيشتر شود . و نهاوند شهرى خرد است آن همه سپاه برنداشت . به دو نيم شدند و هر چه سپاه بصره بود به نهاوند فرود آمدند و هر چه سپاه كوفه بود به دينور فرود آمدند اين را ماه البصره خواندند و آن را ماه الكوفه . و چون هر دو را نام برند گويند ماهين . و ماه به زبان پارسى به پهلوى مملكت باشد و پادشاهى . چون سپاه مسلمانان ماهين و همدان بگشادند ، يزدگرد از رى برفت و به خراسان شد ، و گروهى گويند ماهين . ايدون گويند كه سپاه به بصره بسيار شدند ، [ و خواستهء ] كوفه و سواد [ و ] عراق بس نبودشان . و