تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
چون به ساباط رسيد به يك روزه راه از مداين ، خبر به يزدگرد آمد . چندان روزگار نيافت كه خواسته را بر گيرد ، به شتاب آنچه بر توانست گرفتن برگرفت ، باقى دست باز داشت . و اهل مداين هر چه لشكرى بودند و رعيت با زن و فرزند و خرد و بزرگ همه برفتند . و هيچكس غم خواسته نخوردند ، و خواسته ها كه آنجا بود بگذاشتند . سعد چون بشنيد قعقاع بن عمرو را با سپاه در عقب او بفرستاد . قعقاع از مداين بگذشت و از پس يزدگرد برفت ، نيافتش ، لختى ضعيفان را يافت بكشت و هر چه از خواسته يافت برگرفت . و سعد چون قعقاع را بفرستاد ، خود با همه سپاه بر نشست و روى به مداين نهاد . چون به مداين آمد كس را نيافت و نگاه كرد و آن همه كوشكها و باغهاى خوش ديد به مداين ، اين آيت بر خواند قوله تعالى ، * ( كَمْ تَرَكُوا من جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ، وَزُرُوعٍ وَمَقامٍ كَرِيمٍ ، وَنَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ ، كَذلِكَ وَأَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ ، فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَالأَرْضُ وَما كانُوا مُنْظَرِينَ . 44 : 25 - 29 ) * و سعد به شهر اندر فرود نيامد و به ايوان فرود آمد . و آن ايوان به مداين هنوز بر جاى است ، و صد و بيست ارش پهناى آن صفّه است و ششصد ارش درازناى ، و به جاى خشت خشت سنگين است تراشيده و بر آن بنا كرده دوازده ستون بر رواق زده ، هر ستونى صد ارش از سنگ تراشيده . و آن كسرى بن قباد بن فيروز بنا كرده است تا روز مظالم آنجا تخت زرين نهادى . سعد سپاه را گرد كرد و بدان ايوان فرود آورد ، و خود به ايوان اندر شد . و هشت ركعت نماز كرد به يك سلام به هر ركعتى الحمد و سورتى ، و به هر دو ركعت تشهد خواندى ، و اين را صلاة الفتح خوانند . و سعد چون اين نماز بكرد عمرو بن [ عمرو بن ] مقرّن را بر غنايم حاكم كرد . و منادى بانگ كرد كه هر كه چيزى بيابد به نزديك وى برد تا گرد كند و به ميان شما قسمت كند . و خود بر نشست و به مداين اندر آمد ، و به كوشك كسرى فرود آمد . و چندان خانه ها ديد كه عدد آن كس ندانست مگر خداى عزّ و جلّ از زر و سيم و جامه ها و جواهر و سلاح و فرش . لشكر بپراگندند و خواسته ها همى گرد كردند و به نزديك [ عمرو بن ] مقرّن همى بردند . [ 244 a ] و قعقاع تا پل نهروان برفت و هر خواسته كه يافت باز آورد تا چندان