تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
پس بو عبيدة الجرّاح معاويه را با پنجهزار مرد به قيساريه فرستاد ، و فيقار سپاه را عرض كرد ، آن پنجاه هزار مرد كه ملك الروم به دو داده بود . و از شهر نيز صد هزار مرد اجابت كردند و از حصار بيرون آمدند . فيقار لختى سپاه پيش وى فرستاد ، پنداشت كه سپاه به كار نيايد . معاويه آن سپاه را هزيمت كرد . فيقار با همه سپاه ديگر روز به حرب وى آمد ، و حرب اندر گرفتند و تا نماز پيشين حرب كردند . و خداى عزّ و جلّ مسلمانان را ظفر داد و آن سپاه را هزيمت كردند . هشتاد هزار مرد از روميان اندر آن حرب كشته شدند ، و مسلمانان قيساريه بگرفتند به حرب بى صلح ، و خبر فتح سوى عمر بردند . عمر بدان سخت شاد شد . و آن وقت كه بو عبيده عمر را نامه كرد از بهر قيساريه كه كرا فرستم بدين دو شهر ، عمر گفته بود كه معاويه را به قيساريه فرست و عمرو بن العاص را به اجنادين فرست ، دلش بدان مشغول بود .

خبر فتح اجنادين

و عمرو بن العاص به اجنادين شد . و ارطبون را بگفتند كه اين داهى عرب است چنان كه تو داهى رومى . ارطبون گفت نخست به شمشير بايد آزمودن . و با ارطبون پنجاه هزار مرد بود . از حصار بيرون آمد و با عمرو حرب كرد ، و عمرو او را هزيمت كرد و قتل بسيار كرد . و ارطبون به حصار بيت المقدس اندر شد . و آن حصار و آن زمين را بيت ايليا خوانند . و عمرو برفت و بر در حصار بنشست . و او عمرو را كس فرستاد كه تو دانى كه من مردى پيرم و كتابهاى پيشين بسيار خوانده ام ، و تو اين ايليا را نتوانى گشادن كه اين ايليا كسى گشايد كه نام وى سه حرف باشد ، از اينجا بازگرد كه اگر چه بسيار بباشى هم نتوانى گشادن . عمرو بدين حال عمر را نامه نوشت كه وى چنين همى گويد كه اين حصار كسى تواند