تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
نخست رسول بيرون كرد و نامه كرد بديشان و پند داد و از خداى بترسانيد و گفت اينك فلان را فرستادم با سپاه تا همه را خونها بريزد و خواسته غارت كند . يازده نامه با يازده رسول همه بر اين كردار بيرون كرد و سپاه را گفت زود بسازيد . و چون رسولان بشدند ، روز پنجم اين سپاهسالاران را بفرمود كه سپاهها از مدينه بيرون بريد و هر كس از آن سوى كه بخواهد رفتن ، لشكرگاه بزنيد . پس يازده سپاهسالار با يازده خيل بيرون شدند و بدين يازده لشكر اندر هشت هزار مرد بود از مهاجر و انصار همه آراسته و ساخته با سليح تمام به عزّى از مدينه بيرون شدند كه هرگز اسلام را چنان عزّ نبوده بود . و سپاه مسلمانان اندر باديه بپراگندند سوى مشرق و مغرب . و هر سپاهى روى از آن سوى نهاد كه فرموده بودش ، [ و همه عرب مرتد شدند مگر قريش به مكّه كه ايشان ] مرتد نشدند . و عتّاب بن اسيد را امير خويش بر جاى بداشتند و صدقات بدادند و سهيل بن عمرو مهتر مكّه بود ، عتّاب را يارى كرد و صدقات مكّه بستدند و به مدينه فرستادند . پس خالد بن الوليد روى سوى طليحه نهاد ، و هر سپاهسالارى روى به راه خويش نهادند . و هيچ حىّ عرب به حرب نه ايستادند . همه بگريختند از پيش مسلمانان ، و كس نبود از مخالفان كه نه بگريختند از پيش مسلمانان مگر طليحه . و همه عرب روى به طليحه نهادند . و هر سپاهسالارى بدان حى فرود آمد كه شده بود و سوى بو بكر نامه كرد كه بدين حىّ فرود آمدم ، و مردمان حىّ از پيش ما بگريختند و هيچ حرب نكردند . و همه عرب كه به هزيمت شدندى سوى طليحه رفتندى تا بى اندازه مردم سوى او گرد آمدند و همه چشم همى داشتند تا كار او چون شود . چون بو بكر آگاه شد كه عرب همه سوى طليحه شدند ، به هر سپاهى نامه كرد كه بر جاى باشيد و فرمان خالد بن الوليد را چشم داريد . و اگر به شما حاجت آيدش و بخواندتان به يارى او شويد . و سوى خالد نامه كرد كه با طليحه حرب كن و آن همه سپاهها كه به مدينه اندرند همه يارى كنان تواند به هر كه ترا حاجت آيد او را سوى خويش خوان . خالد روى به طليحه نهاد و خلقى بسيار بر او گرد آمده بودند [ 226 b ] از عرب ، و طليحه نيز روى به خالد نهاد .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 363 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي