تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كه او را به زنى كند . شويش از پس بيامد و از بهر او مسلمان شد . پيغامبر او را پرسيد كه مرا خواهى يا شويت ، گفت : شويم را . و پيغمبر او را به شوى باز داد . و چهارم حبيبه بود دختر عبّاس بن عبد المطَّلب ، و پيغمبر او را به زنى خواست . گفتا عبّاس كه يا رسول الله ، او با تو شير خورده است . و پنجم جمره بود دختر حارث بن [ ابى ] حارثه ، و او را از پدرش بخواست به زبان خويش . حارث نخواست كش به دو دهد ، بهانه كرد به دروغ و گفت ترا نشايد كه بر تن پيس دارد . پيغمبر خاموش شد . حارث چون به خانه شد ، دخترش پيش شده بود هم آنگاه . اكنون يك سره شمار آن زنان كه پيغمبر به زنى كرد و آنكه بخواست و به زنى نكرد اين است كه گفتيم ، و كنيزكان سريّت دو بودند ، يكى ريحانهء دختر زيد قرظى از بنى قريظه گزيده بود و از او فرزند نيامدش ، و ديگر ماريه دختر شمعون قبطى كه مقوقس فرستاده بود ، و او را از ماريه پسرى آمد او را ابراهيم نام كرد و دو سال بزيست و بمرد .