سال به خانهء پدرش بود بو بكر ، تا پيغمبر هجرت كرد . پس او را به خانه برد . و بدين دو سال اندر كه عايشه به خانهء پدر بود ، سوده را به زنى كرد دختر زمعة بن قيس . و سوده مسلمان شده بود و پدرش زمعه سوده را به پيغمبر داد و به خانه آوردش پيش از عايشه ، و از همهء زنان پيغمبر عايشه بود كه شوى ناكرده بود .
پس پيغمبر به مدينه آمد از پس آنكه عايشه را به زنى كرد ، حفصه دختر عمر بن الخطَّاب را به زنى كرد ، و پيش از آن زن خنيس بن حذافة السهمى بود . از پس حفصه امّ سلمه را به زنى كرد بنت اميّه بن المغيره ، و پيش از آن زن عبد الله بن عبد الاسد بود . و از پس آن جويريه را بنت الحارث بن ابى ضرار از بنى المصطلق به زنى كرد ، و پيش از آن زن مالك بن صفوان بود . و از پس اين امّ حبيبه را دختر بو سفيان بن الحرب را به زنى كرد . پس زينب بنت جحش ، و پيش از آن زن زيد بن حارثه بود . پس صفيّه را به زنى كرد دختر حيىّ بن اخطب ، و پيش از آن زن سلَّام بن مشكم بود . و از پس اين ميمونه بنت الحارث را به زنى كرد .
و چون پيغمبر بمرد خديجه بمرده بود ، و اين نه زن كه با خديجه نام برديم زن او بودند . و جز اين نه زن ديگر كرد و گروهى را ناديده دست بازداشت . و زنى بود نامش سبا ، پيش از آنكه پيغمبر او را ديد بمرد . و ديگر زنى به زنى كرد نام او غزيّه بنت جابر از بنى كلاب . آن زن پيغمبر را گفتا مرا به تو دادند و از من نپرسيدند .
پيغمبر او را طلاق داد . و باز زنى به زنى كرد و آن زن را ناديده طلاق داد . و باز زنى ديگر به زنى كرد زينب بنت خزيمه از بنى عامر بن صعصعه ، و پيغمبر او را به خانه آورد ، و پيش از آن شوى او طفيل بن الحارث بود و آن شوى او مرده بود .
پيغمبر او را به زنى كرد و لختى با او ببود ، پس بمرد . و چنين گويند كه از زنان پيغمبر عليه السّلام هيچكس نمرد به خانهء او مگر خديجه و زينب . و اين يازده زناند كه اندر همه اخبارهاى درست است كه ايشان را به زنى كرد . و بيرون از اين گويند كه پنج زن ديگر به زنى كرد : يكى دختر خليفة الكلبى خواهر دحية بن خليفه ، و به خانه آوردش ، و همچنين به خانهء پيغمبر بمرد . و ديگر عاليه دختر ظبيان . يك چندى پس پيغمبر او را دست باز داشت ، و اين زن را از بنى بكر بن
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٣٠٩