2 -
« الشَّهْرَ الْحَرامَ »
: الف و لام آن ، براى جنس است و آن چهار ماه است : ذو قعده ، ذو حجّه ، محرّم و رجب . اين چهار ماه ، ماههاى حرام هستند و در آيهء 33 سورهء برائت
« مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ »
؛ « بعضى از ماههاى سال ، چهار ماه است » اشاره به چهار ماه مذكور دارد . دليل نامگذارى آنها به « حرام » به اين جهت است كه در اين چهار ماه ، جنگ و كشتار را تحريم نموده بودند و در اين ماهها تغيير روش مىدادند و با فراغت خاطر و دلآسودگى به زندگى و اصلاح احوال خود مىپرداختند و به نابسامانىهاى زندگىشان ، سامان مىبخشيدند .
3 -
« وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ »
؛ « قربانى بىعلامت و علامتدار ( براى استفادهء غذايى مستمندان و مساكين ) را مشروع قرار داده است ( قلائد حيوانى است كه حاجى در حجّ قران از هنگام محرم شدن به همراه دارد ، و نعلى را جهت نشانه و علامتگذارى به گردن او آويزان مىسازد ، تا معلوم باشد كه اين حيوان قربانى و صدقه مىباشد ) .
4 -
« ذلِكَ لِتَعْلَمُوا »
؛ يعنى : هنگامى كه متوجّه شوند كه مكّه مركز سازماندهى مسلمين به زندگىشان بوده و داراى فوايد و حكمتهايى مىباشد و در مناسك و مراسم و برنامههاى منظّم آن ، مصالح و بهرههاى مادّى و معنوى ، نهفته است ، متوجّه مىشويد كه مجموع اين برنامهها و قوانين و مقرّرات حساب شده از ناحيهء كسى است كه علم و آگاهى وسيع و گستردهاى دارد و به آنچه كه در آسمانها و زمين از موجودات مجرّد ، مادّى ، جوهر ، عرض ، كلّى ، جزئى ( كلّى : انسان موجودى است داراى حيات و نطق كه موجود است داراى حيات و نطق كه موجود ذهنى است . جزئى :
حسن يكى از مصاديق انسان است كه در خارج از ذهن موجود است ) موجود مىباشد ، علم و دانائى دارد ، زيرا كسى كه نادان و جاهل باشد ، نمىتواند دستورى را صادر نمايد .
حكمى را كه صادر فرموده است ؛ گرچه از روى تفصيل و با همهء جوانب آشكار و معلوم نيست ، منتهى بهطور اجمال معلوم است كه واجبات شرعى فوايد و مصالحى دارند و محرّمات مفاسد و مضرّاتى دربر دارند و در يك كلمه ، احكام شرعى براى تحصيل منفعت و دفع مضرّت ، جعل شده است و به سخن ديگر احكام و دستورات الهى در عقلّيات و شرعيّات ، نوعى لطف و عنايت از ناحيهء خداوند ، براى بندگان خويش مىباشد .