اكبر اللّه اكبر لا إله اللّه و اللّه أكبر و للّه الحمد اللّه اللّه اكبر على ما هدانا و الحمد للّه على ما اولانا و اللّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام » ؛
« خداوند بزرگتر است ، معبودى جز او نيست و خداوند بزرگتر است و سپاس مخصوص خداوند است و خداوند بزرگتر است بر آنچه كه ما را راهنمايى نمود و سپاس مخصوص خدا است بر آنچه كه ما را برترى داد و خداوند بزرگتر است بر آنچه كه از حيوانات به ما روزى عطا نمود » .
2 - بودن در منى در شبهاى تشريق ( شب يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم ) واجب است و در روزهاى آن ، حكم مزبور مستحبّ است .
اولا : از جملهء
« وَ اذْكُرُوا اللَّهَ . . .
خدا را در ايّام معيّنى ياد كنيد » كه بودن در منى از لازمهء ذكر خدا در ايّام مذكور مىباشد . استفاده مىشود .
و ثانيا : از جملهء
« فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ . . .
كسى كه تعجيل كند و ذكر خدا را در دو روز انجام دهد ، گناهى بر آن نيست . استفاده مىشود ؛ به اينگونه : مفهوم آيه اين است : كسى كه ذكر خدا را در پيش از دو روز انجام دهد . و ايّام مذكور را در منى نباشد ، گناهكار مىباشد .
3 - وجوب بودن در منى تخييرى مىباشد ؛ يعنى : مخيّر است بين اينكه روزهاى يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم در منى باشد و بين اينكه روز يازدهم و دوازدهم در آن بماند ، منتهى روز دوازدهم دو حكم دارد يك اينكه كوچ كردن در آن روز جايز نمىباشد ؛ مگر بعد از زوال خورشيد و ديگر اينكه اگر موقع غروب در منى باشد به طور حتم بايد شب سيزدهم را در منى بيتوته نمايد ، چه آنكه زمان تعجيل روز است و سپرى شده است و اگر عجله كند و در منى نماند . عجلهء او در شب واقع مىشود و تعجيل در شب گناه است و مدّعا به اثبات مىرسد .
4 - از جملهء
« فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى »
؛ « براى كسى كه تقوى پيشه نمايد ، گناهى نيست » . استفاده مىشود كه تخيير مذكور براى همهء حجّاج نيست ، بلكه مخصوص آن حاجىاى است كه تقوى پيشه كند ( تخيير در أداى ذكر خدا ، ميان دو روز و سه روز براى كسى كه تقوى پيشه نمايد ، ثابت است ) زيرا از ظاهر آيه چنين استفاده مىشود كه مسئلهء « تعجيل در دو روز » ، مخصوص پرهيزگار است .