« بسم اللّه . . . » بگويند و مقصود از « كلوا منها » ؛ « بخوريد از آنها » كه « به خوردن » دستور داده است ، اين است كه خوردن مباح يا مستحبّ مىباشد و همچنين دستور به اطعام
« وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ »
؛ « بينوايان را اطعام كنيد » ، براى استحباب است ؛ نه وجوب . منتهى اگر ذبح براى قربانى باشد ، دستور به خوردن و اطعام براى وجوب است . هدى قربانى حج تمتّع است و خوردن آن واجب است ( البتّه بنابر بعضى از اقوال ) و در غير آن ، مستحب است . « بائس » ؛ يعنى بينوا و مستمند .
« ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ »
: از ابن عبّاس نقل شده است كه منظور از اين جمله ، يعنى :
« همهء عبادتهاى حجّ را انجام بدهند » و از حسن نقل شده است كه يعنى : در حال احرام تفث و چرك را از خود دور سازند ، ناخنها را بگيرند ، سبيل را كوتاه نمايند ، سر را شستشو دهند و بوى خوش را استعمال نمايند .
در قول اوّل اشكال است ، چه آنكه كلمهء « ثمّ » بعد از « ذبح » ، ذكر شده و از آن تراخى و ترتيب استفاده مىشود و به اتّفاق علما ، همهء مناسك بعد از ذبح واقع نمىشود . بنابراين بايد بگوييم كه منظور از جملهء مذكور ، عبادتهايى است كه بعد از ذبح انجام مىشوند ، مانند تراشيدن سر و رمى ( زدن سنگ ) و غير ذالك .
5 -
« وَ لْيَطَّوَّفُوا . . . »
؛ « بايد طواف نمايند » : عطف مسئلهء طواف بر ماقبل آن ، مانند عطف جبرئيل و ميكائيل است بر ملائكه ( ملائكته و جبرئيل و ميكال « 1 » ) چون ملائكه شامل همهء فرشتگان مىشود ، يا « فاكهه » شامل همه ميوهها مىشود و خرما و انار بر آن عطف شده است .
« فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ )
.
6 -
« وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ »
: « هرچه را در اين ايّام نذر كردهاند ، بايد انجام دهند . اگر حجّ و طاعات ديگرى را نذر كرده باشند و در ايّام حج انجام دهند ، پاداش بيشترى را نصيب خود سازند از جملهء مذكور استفاده مىشود و أدا كردن نذر بهطور مطلق ، با فراهم شدن شرايط ، واجب است .
7 -
« وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
؛ « طواف خانهء كعبه ، خانهاى كه خدا آن را از گزند حوادث ، مصون داشته و آزاد كرده است ، به جا آورند » . در اين جمله « به طواف » دستور داده شده است و به اتّفاق علماء دلالت بر وجوب دارد . منتهى از اين جهت كه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 98 .