2 - باز بودن راه ، داشتن فرصت كافى و سالم بودن از مرض كه مانع از مسافرت مىشود ، از شرايط استطاعت است و مخالفتى در اين مورد وجود ندارد . بنابراين اگر كسى يكى از سه شرط مذكور را نداشته باشد ، به خاطر عارى بودن از شرايط ، واجب الحجّ نمىباشد .
3 - مقصود از استطاعت در حديثى از نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) چنين مىخوانيم ، رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) « استطاعت » را به داشتن زاد و توشه ، تفسير نموده است . و بدين لحاظ شافعى گفته است كه « استطاعت » به مال داشتن است ، بنابراين بر كسى كه زمينگير است و مىتواند أجرت نائب را بدهد . نائب گرفتن واجب است . مالك گفته است « استطاعت » مربوط به توان جسمى و بدنى هر دو است و از نظر او حجّ بر كسى واجب است كه توان راه رفتن و كاسبى نمودن در مسير راه را داشته باشد .
ابو حنيفه معتقد است « استطاعت » هم به قدرت مالى و هم به توان بدنى ، مربوط مىشود بنابراين حجّ بر كسى واجب است كه زاد و توشه ، نفقهء رفت و برگشت را داشته باشد و در عين حال نيازمندىهاى ضرورى و نفقهء اهل و عيالش را تا هنگام بازگشت ، تأمين كرده باشد .
همين قول را علماى شيعه فرمودهاند ، منتهى بعضىها علاوه بر شرايط مذكوره شرط نمودهاند كه پس از بازگشت ، بايد مابهالكفايهاى داشته باشد تا زندگى او از قبيل مال و دارايى يا هنر و شغل كه قوام زندگىاش است ، نابسامان نشود .
دليل قول مذكور ، روايت ربيع شامى است از امام صادق ( عليه السّلام ) كه در پاسخ سئوال از استطاعت فرمود ، آنان چه مىگويند ؟ گفته شد : مىگويند زاد و راحله است .
فرمود : اين مطلب براى ابى جعفر ( عليه السّلام ) گفته شد و او فرمود : اگر كسى زاد و توشهء سفر را داشته باشد و چيزى از مال دنيا كه عيالش را تأمين نمايد و از ديگران بىنياز سازد ، نداشته باشد و پس از بازگشت از حج به گدايى بنشيند ، اين نوعى هلاكت است . سئوال شد : پس از نظر شما راه درست چيست ؟ فرمود : استطاعت مالى داشتن : يعنى بايد مالى داشته باشد كه با مقدارى از آن حج نمايد و مابقى آن را براى
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 309
مساهمون: المقداد السيوري
ص٣٠٩