خداوند بر او واجب نموده است ، وارد خانه خدا ( كعبه ) بشود ، در آخرت از عذاب هميشگى در امان مىباشد » . « 1 »
قوله « للّه » يعنى حج و زيارت خانه خدا ، حقّ خدا است و كسى كه توان زيارت آن را دارد ، بايد انجام دهد .
« فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
؛ « خداوند از جهانيان بىنياز است » . نظر بر اينكه از تعبير « حج براى خدا و حقّ او است » توهّم مىشود كه خداوند به آن نيازمند است ، لذا جهت از بين بردن اين توهّم ، خداوند فرموده است : « او بىنياز از همگان است » . بررسىهاى گذشته گرچه از مسائل فقهى نمىباشد ولى منافع و آگاهىهاى لازم را در برداشت كه از باب مقدّمه ، مفيد بود .
* * *
بحث دوّم : پيرامون مسائلى چند
[ 108 ] بحث دوّم :
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ ، حِجُّ الْبَيْتِ »
؛ « براى خدا بر عهدهء مردم است كه زيارت خانهء كعبه را انجام دهند ، در اينجا چند مسئله فقهى وجود دارد .
1 -
« عَلَى النَّاسِ »
عامّ است و بدل آن
« مَنِ اسْتَطاعَ »
؛ « كسى كه توان زيارت حج را دارد ) آورده شده است به عنوان بدل بعض ، از كل .
و
« مَنِ اسْتَطاعَ »
شامل زن و مرد و خنثى نيز مىشود . منتهى به وسيلهء دليل منفصل شرعى و عقلى ، تخصيص زده شده است كه از نظر عقلى كسى بايد حج را به جا آورد كه داراى فهم و شعور باشد ، زيرا تكليف كسى كه فهم ندارد ، محال مىباشد و از نظر شرع و نقل نيز رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرموده است : « كودك ، مجنون و كسى كه در حال خواب است ، تا بالغ نشود و عاقل نگردد و از خواب بيدار نشود ، تكليف ندارد » . « 2 » بنابراين كودك و مجنون واجب الحجّ نمىباشند و نظر بر اينكه برده ، ممنوع التصرّف است و توان تصرّف در مال را فى نفسه ندارد ، لذا هرگز مستطيع نخواهد بود و از تحت عموم وجوب حج ، بيرون مىباشد .
هامش
( 1 ) . مجمع ، ج 2 ، ص 478 ، امن بودن خانهء خدا به اين ترتيب است كسى كه با تمام شرايط و آداب آن ، وارد خانهء خدا گردد ، يك نوع احساس امنيّت و آسايش درونى مىنمايد كه در كنار خانهء خدا با خدا و آفريدگار خويش رازونياز خواهد نمود ، و نزديك مقام ربوبى اوست » « مترجم » .
( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 209 ، حديث 48 .