شيوهء بيان ، مانند توضيح و شرح دادن بعد از ابهام و اجمال است و مثل آنست كه مقصود را دوبار تكرار نموده باشد و اين شيوه از يك بار ذكر كردن رساتر خواهد بود .
5 - ترك حج را به « كفر » نامگذارى نموده است . به لحاظ اينكه كافران ، ترك حجّ را مرتكب شدند و ترك آن از گناهان بزرگ است . لذا رسول خدا ( ص ) فرمود :
« تارك حج بايد به آيين يهود يا نصرانى ، از دنيا برود » .
6 - يادآورى بىنيازى خداوند ، دليل بر آنست كه تارك حجّ ، نهايت دشمنى را اعمال نموده و در نزد خدا خوار و ذليل است و شديدا مورد غضب الهى قرار خواهد بود .
7 - جملهء
« عَنِ الْعالَمِينَ »
؛ « از عموم جهانيان بىنياز است » ، فقط شدّت غضب الهى را مىرساند ، به اين معنا كه « خداوند نه تنها از تارك حجّ ، كه از همهء جهانيان بىنياز است » .
8 - محمد بن فضل از امام كاظم ( عليه السّلام ) در ذيل آيهء « آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين مردم چه كسانى هستند « 1 » ؟ روايت نموده است كه فرمود : « آنان كسانى هستند كه حجّ را به تأخير مىافكنند و آن را امروز و فردا مىنمايند » . معاويهء بن عمار از امام صادق ( عليه السّلام ) روايت نموده است كه فرمود : « مقصود در آيهء
« وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى »
؛ « 2 » « در روز قيامت او را نابينا محشور مىكنيم » كسى است كه حج بر او واجب شده باشد ولى آن را به جا نياورده باشد كه در دنيا از راه خير و نيكى ما نابينا مىباشد .
برخى در مورد آيهء
« فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ »
؛ « پس به سوى خدا بگريزيد « 3 » » گفتهاند منظور از « گريز به سوى خداوند » دستور به انجام حجّ است ، يعنى آهنگ خانهء خدا نماييد .
از آيهء مزبور استفاده مىشود كه حج باعث پوشش و از بين بردن گناهان است ؛ يعنى :
« از گناهان خود به سوى خدا بگريزيد » .
* * * [ 109 ]
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
؛ « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيه 104
( 2 ) . سورهء طه ، آيهء ، 124
( 3 ) . سورهء ذاريات ، آيهء ، 50
( 4 ) . سورهء حج ، آيه 27 .