در تعريف دوّمى لفظ « حجّ » از معناى لغوى خود به معناى ديگرى ، نقل معنى شده است و در تعريف اوّل و سوّم نيز در همان معناى لغوى خود به كار رفته است ، منتهى تخصيص خورده است ، يعنى حج در لغت به معناى « مطلق قصد » مىباشد و در شرع به معناى « قصد مخصوص » مىباشد و يقينا تخصيص بهتر از نقل است .
حجّ يكى از بزرگترين و بهترين اركان اسلام است ، چون حجّ تكليف سختى است كه شكستهنفسى و رنج بدنى و صرف مال و خالى شدن از شهوات و رو به سوى خدا نمودن و توجّه به پروردگار عالم . . . را در خود جاى داده است و مشروعيّت آن از ضروريّات دين اسلام است . در عين حال حجّ داراى فوايد اجتماعى ، اقتصادى ، فرهنگى و سياسى مىباشد . بحث دربارهء حج به چند نوع تقسيم مىشود :
نوع اوّل بحث در اصل وجوب حجّ است
و در اين زمينه دو آيه در قرآن كريم موجود است :
* * *
[ 107 ] آيه اوّل :
« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ فِيهِ ، آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ، وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
« 1 » ؛
« نخستين خانهاى كه براى مردم ( و نيايش خداوند ) قرار داده شد ، در سرزمين مكّه است كه پربركت و مايهء هدايت جهانيان است . در آن نشانههاى روشن توحيدى است ( از جمله ) مقام ابراهيم و هركس كه داخل آن شود ، و در امان خواهد بود ، و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانهء او كنند ، آنان كه توانايى رفتن به سوى آن را دارند و هركس كفر بورزد ( و حج را ترك كند ) ، به خود زيان رسانيده ، است خداوند از همهء جهانيان بىنياز است » .
« لام » در « للّذى » براى تأكيد است در خبر انّ واقع شده است .
« مُبارَكاً »
بنابر حاليّت منصوب است . بعضى گفتهاند ، عامل نصب ، « وضع » است . بعضىها گفتهاند ،
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 96 - 97 .