فرمود : دستور ندارم كه از اموال شما چيزى بگيرم . آيهء مذكور نازل شد و زكات واجب را از آنها گرفت . اين مطلب مورد اجماع امّت اسلامى است .
كلمهء « من » در
« مِنْ أَمْوالِهِمْ »
براى تبعيض است ؛ يعنى بعضى از اموال آنها را بگير .
« تُطَهِّرُهُمْ »
صيغهء مفرد مؤنث غائب است و صفت براى صدقه مىباشد ؛ يعنى :
صدقهاى كه پاككننده است .
ممكن است تا در « تطّهر » براى خطاب باشد كه بر رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) خطاب شده است : « تو آنها را به وسيلهء صدقه پاك گردان » .
« تُزَكِّيهِمْ »
؛ يعنى :
تو به وسيلهء صدقه اموال آنها را رشد و ترقّى و پرورش بده . بعضىها گفتهاند
« تُزَكِّيهِمْ »
به معناى
« تُطَهِّرُهُمْ »
است و تأكيد جملهء قبل است و كرارا گفته شده است كه تأسيس بهتر از تأكيد است .
تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ
اگر مجزوم باشند ، جواب براى امر خواهند بود ؛ به اين معنا كه صدقه را از اموال آنها بگير تا آنها را تطهير و تزكيه نمايى . در اين فرض منظور از « صدقه » مطلق صدقه است و « تا » براى خطاب مىباشد و اما اگر هر دو فعل را مجزوم ندانيم ، صدقه موصوف و هر دو خطاب مىباشد . و اما اگر هر دو فعل را مجزوم ندانيم ، صدقه موصوف و هر دو فعل صفت آن مىشود و مقصود از « صدقه » صدقهاى است كه با طيب خاطر و نيّت خالص بوده باشد ، نه هر صدقهاى . بنابراين « تا » براى خطاب نمىشد .
« سكن » ؛ چيزى كه مايهء آرامش است و مقصود اين است كه آنها با قدردانى و درود رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آرامش روحى و فكرى مىيابند و خاطرجمع مىشوند كه صدقهء آنها مورد قبول قرار گرفته است .
« وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
: « خداوند دعاى تو را در حقّ آنان شنوا است و به نيّات و مقاصد آنها دانا است . زيرا پرداخت صدقه ، از اخلاص و حسن نيّت آنها سرچشمه گرفته و ريا و تظاهر و شنواندن ديگران ، در كار نمىباشد .
چند حكم فقهى :
1 - اضافهء « اموال » به « هم » اضافهء حقيقى است ؛ يعنى : اموالى كه ملك آنها است :
بنابراين از آيه استفاده مىشود كه مالك بودن يكى از شرايط وجوب زكات است .