3 -
« يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها »
اين جمله بنابر ظرفيت منصوب است و عامل آن محذوف است ؛ يعنى : . . . بشارت بده به عذاب دردناكى » . كه آن عذاب در روزى است كه آتش روى سكّهها ريخته مىشود تا داغ و سوزان گردند » .
فايدهء ذكر نمودن « عليها » ؛ « روى آن » اين است كه شدّت سوزندگى سكّه را بفهماند ، چه آنكه اگر آتش روى سكّه قرار بگيرد ، از لحاظ حرارت شديدتر است از اينكه سكّه را روى آتش بگذارند .
4 - « پيشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ خواهند كرد » .
بعضىها گفتهاند اعضاى مذكور را به سوزاندن اختصاص داده است ، به اين جهت كه با اين سه عضو در مقابل محرومان ، عكسالعمل نشان مىدادند . گاهى صورت را در هم مىكشيدند ، و زمانى به علامت بىاعتنايى از روبرو شدن به آنها خوددارى مىكردند و منحرف مىشدند و گاهى به آنان پشت مىنمودند . لذا اين سه نقطه از بدن را با اندوختههاى زر و سيمشان ، داغ مىكنند .
بعضىها گفتهاند اين سه عضو از بهترين اعضاى بدن است كه عضوهاى اصلى ( دماغ و قلب و كبد ) را دربردارند .
* * *
[ 90 ] آيهء چهارم :
« فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ ، لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
« 1 »
»
؛
« در اموالشان حقّ معلومى براى سؤالكنندگان و محرومان » .
« حَقٌّ مَعْلُومٌ »
يعنى در اموالشان حقّى را مشخصّ مىكنند و خود را ملزم به پرداخت آن مىدانند و منظور چيزى نيست كه شارع واجب نموده است و إلّا بايد چنين مىفرمود : « آنچه را كه ما بر آنها واجب نموديم و يا مستحبّ كردهايم ، مىپردازند » .
مقصود از « سائل » كسى است كه تقاضا مىكند و « محروم » كسى است كه به خاطر داشتن عفّت نفس ، گمان برده مىشود كه غنى است ولى در واقع محروم مىباشد .
برخى گفتهاند « محروم » كسى است كه مالى ندارد تا برايش سودى برساند . برخى گفتهاند « محروم » كسى است كه شغل ندارد .
پس از بيان مطالب مذكور ، بايد توجّه داشت كه برخى براى اثبات وجوب زكات تجارت ، به آيهء مذكور استدلال نمودهاند ، ولى بىاساس است ، چه آنكه آيه نه بهطور صريح و نه بهطور ظهور ، دلالت بر وجوب زكات تجارت ، ندارد . بلكه آيه در مقام آنست
هامش
( 1 ) . سورهء معارج ، آيهء 24 .