تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
سخن آخر : بعضىها گفته‌اند معناى
« وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ »
؛ « تا روزها را كامل كنيد » آنست كه ماه رمضان هرگز كم نمىشود . اين معنا باطل است ، زيرا واقع مطلب بر خلاف آنست ، بلكه معناى اين جمله اين است كه : « تا روزهاى ماه را كامل نماييد ؛ ماه چه ناقص و چه كامل باشد » . * * *

[ 83 ] آيهء چهارم :

« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي ، فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ، فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ »
؛ « هنگاميكه بندگان من ، از تو دربارهء من سؤال كنند ( بگو ) من نزديكم ، دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا مىخواند پاسخ مىدهم . پس آن‌ها بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا ارشاد شوند » . اين آيه ربطى به « صوم » ندارد و آن را از اين جهت ذكر نموديم كه از مسئله دعا كردن و اجابت آن ، سخن گفته است و در حديث آمده است دعاى روزه‌دار رد نمىشود . بنابراين از وظايف بزرگ روزه‌دار ، مخصوصا در ماه رمضان « دعا كردن » است ، زيرا دربارهء ماه رمضان ، دعاهاى متعدّد و اعمال فراوانى وارد شده است كه علماى شيعه در كتاب‌هاى مخصوص دعا ( مثل إقبال سيّد بن طاوس و مفتاح الفلاح و البلد الأمين و أخيرا در مفاتيح الجنان ) ذكر نموده‌اند . در روايتى آمده است كه سائلى از رسول خدا سئوال كرد : آيا پروردگار ما نزديك است كه بايد با او نجوى كنيم و يا دور است كه بايد او را صدا بزنيم ؟ در پاسخ آيهء مذكور نازل شد . بعضىها گفته‌اند يهوديان مدينه گفتند : يا محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ! پروردگار چگونه دعاى ما را مىشنود و تو گمان مىكنى كه بين ما و آسمان ، پانصد سال راه است و هر آسمانى ، داراى غلظت و ضخامت خاصّ خود مىباشد ؟ آيهء مباركه نازل شد « 1 » . برخى گفته‌اند دليل ذكر اين آيه اين است : چون خداوند بر روزهء ماه رمضان و رعايت كامل كردن تعداد روزهاى آن دستور داد ، و ايشان را بر انجام وظايف ، بزرگ شمردن خداوند و سپاس در مقابل نعمت‌هاى او ، ترغيب نمود ، لذا اين آيه را بعد از آن ذكر فرمود و از آيه استفاده مىشود كه خدا از احوال آنان با خبر است ، گفته‌هاى آنان را
هامش
( 1 ) . الكشّاف زمخشرى ، ج 1 ، ص 228 ، سورهء بقره ، آيه 16 ، غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 82 ، حديث 218 ، مجمع البيان ، ذيل آيهء 18 ، بقره .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 238 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي