« فَمَنْ شَهِدَ »
از ماده شهود به معناى حضور است يعنى كسى كه در شهر خود حضور داشته باشد و كسى كه در وطنش حاضر است ، عام مىباشد ، همه افراد را شامل مىشود و اين عام مخصوص كسى است كه داراى شرايط ذيل باشد ( يعنى روزه بر كسى واجب است كه شرايط زير را دارا باشد :
1 - بالغ باشد 2 - عاقل باشد 3 - از حيض و نفاس خالى باشد . شرايط مذكور به خاطر دلايل جداگانه غير از آيه ، مىباشد ، مانند فرمايش معصوم ( عليه السّلام ) ( قلم تكليف از سه گروه برداشته شده است ) . و ديگر به خاطر شرط بودن طهارت از حيض و نفاس و جنابت ، در وجوب روزه . و غير از اين دلايل ديگر .
« شهر » : بنابر ظرف بودن ، منصوب است و همچنين « ها » در
« فَلْيَصُمْهُ »
بر ظرفيّت منصوب است ، بعضىها گفتهاند « شهر » مفعول براى « شهد » است كه به معناى مشاهده و ديدن است ؛ يعنى كسى كه ماه را مشاهده كند . بايد روزه بگيرد . و در اين قول اشكال است ، براى اينكه شخص مسافر و مريض ، ماه رمضان را مىبيند ، ولى روزه بر او واجب نمىباشد . جواب داده شده است كه مسافر و مريض تخصيص خوردهاند ؛ يعنى : در آيات قبل . مريض و مسافر استثناء شدهاند . بلى ، اشكال ديگر اينكه حائض و زنى كه مبتلا به خون نفاس است ، ماه را مشاهده مىكنند . و لكن صوم بر آنها واجب نيست . جواب گفته شده است كه عموم آيه با احاديث و روايات صحيحه ، تخصيص خورده و حائض و غير ذالك از رديف روزهداران استثناء شدهاند .
و « الف و لام » در « الشهر » براى عهد است و اشاره به نوع ماه است ، نه شخص ماه ( يعنى ماه رمضان ) و تكرار نمودن ذكر مرض و سفر . دليل بر آنست كه مريض و مسافر ، بايد افطار ، نمايند و بر آنها افطار روزه ، واجب و لازم خواهد بود و ترك افطار ، جايز نمىباشد .
مؤيّد آن ، علاوه بر آنچه كه قبلا بيان گرديد ، « رفع القلم . . . » بيان نبىّ اكرم ( ص ) است كه مىفرمايد : « روزه گرفتن در حال سفر از كارهاى نيك نمىباشد » . « 1 »
مذهب علماى شيعه همين است . بقيّه گفتهاند روزه در حال سفر رخصت است ؛ يعنى :
مىتواند روزه نگيرد و مىتواند بگيرد . در اين زمينه اختلاف نمودهاند .
برخى گفتهاند روزه بهتر است و بعضىها افطار را ترجيح دادهاند كه بعد از سفر بايد قضاى آن را انجام بدهد . در مورد قضاى آن نيز اختلاف شده است كه « تتابع » شرط
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 44 ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 786 ، حديث 92 ، غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 81 ، حديث 217 .