است يا شرط نيست . از على ( عليه السّلام ) و شعبى و ابن عمر ، روايت شده است كه فرمود : قضاى روزه همانگونه كه فوت شده است ، به همان ترتيب و پشت سر هم بايد گرفته شود و . « أبّى » ، « اخر متتابعات » قرائت نموده است : يعنى : « روزهاى ديگرى پشت سر هم و به ترتيب روزه بگيرد « 1 » » .
اكثر علما گفتهاند بين تفريق و تتابع ، مخيّر است . ( يعنى مكلّف مخيّر است قضاى روزه را پشت سر هم و بدون فاصله يا جداجدا و با فاصله انجام دهد ) اين قول اصحّ است ، به دليل اينكه لفظ قرآن دلالت بر وجوب تتابع ندارد و قرائت « أخر متتابعات » شاذّ است و اعتبارى ندارد .
دوام مرض : حكم وجوب قضاى روزه ، از نظر اكثر علماى شيعه : مخصوص كسى است كه مرضش تا ماه رمضان بعدى ، ادامه نيابد و اگر ادامه يابد . وجوب قضا ساقط مىشود و بايد براى هر يك روز يك « مدّ طعام » ( 750 گرم ) غذا و نان كفّاره بدهد . روايات بر اين مطلب دلالت دارند .
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ . . . »
: اين جمله جواب از سئوال مقدّر است كه مريض و مسافر چرا بايد قضاى روزه را بگيرند در حالى كه وجوب روزه از آنها ساقط شده است ؟
جواب داده است كه خداوند راحتى جسمى شما را مىخواهد ، لذا در حال مريضى و سفر ، دستور به افطار داده است . در عين حال براى اينكه از ثواب روزه ، محروم نباشيد ، قضاى آن را واجب نموده است . و نظر بر اينكه امتثال امر متفرّع بر آنست كه امركننده را بزرگ و عظيم بداند و خداوند از شما امتثال امرش را خواسته است ، لذا از لازمهء آن ، اين است كه خداوند را تعظيم نماييد ، و از جمله موارد تعظيم ، « توصيف خداوند به منعم بودن » است و لذا شكر و سپاس او واجب مىباشد و خداوند خواسته است كه شما به اين فضيلت نائل شويد و دستور داده است كه شكر خدا را انجام دهيد . براى همين جهت است كه بعضى از جملات آيه بر بعضى ديگر عطف شدهاند ، يعنى جملات
« وَ لِتُكَبِّرُوا »
« وَ لِتُكْمِلُوا »
بر همديگر عطف شدهاند . در آيهء مباركه اشاراتى است كه تكاليف بايد به عنوان سپاس در برابر نعمتهاى الهى ، انجام شود ، چنانچه بعضى از متكلّمين چنين گفتهاند .
هامش
( 1 ) . احكام القرآن جصّاص . ج 1 . ص 208 و 209 - البدايه . ج 1 ، ص 371 ،