مىرود ؛ آن را از راه آسيا كردن مادهاى به شكل تار عنكبوت كه در درون نى
Calamos aromaticus
وجود دارد ، تهيه مىكنند ؛
Lane
، 957 . « نى خوشبوى » را با وج -
Acorus calamus L .
يا
SWERTIA CHIRATA Ham
يكسان مىدانند ؛ سراپيون ، 248 ؛ ابن سينا ، 615 ؛ ميمون ، 329 ؛ عيسى ، 56 .
( 2 ) . نىبوّا ، به فارسى « نى بويا ( خوشبوى ) » .
( 3 ) . قالاموس اروماطيقوس - يونانى ؛ ديوسكوريد ،
I
، 15 .
( 4 ) . ابن سينا 615 : « به تكههاى بسيار مىشكند » .
( 5 ) . ذرور - مادهء معطر ؛ نك . يادداشت 1 .
( 6 ) . تلك ( ؟ ) . نام هندى « نى خوشبوى » بچ
( bac )
يا وچ
( was )
است ؛
Platts
، 135 و 1182 ؛
Dutt
، 252 .
( 7 ) . البيلم ، نك . در شمارهء 673 .
844 . قصب 1
- نى معمولى
ديسقوريدس 2 : [ نى مىتواند ] ميانپر باشد كه از آن تير سازند ، ماده باشد كه از آن سرناى 3 سازند ، كلفت با گرههاى بسيار باشد كه از آن قلم سازند ، كلفت باشد كه در كنار رودخانهها رويد و از باد به جنبش درآيد . نىاى نيز يافت مىشود كه در كنار پرچين باغها مىرويد و آن نازك است .
پولس از « نى تير » 4 ، « نى خوشبو » و « نى فارسى » [ نام مىبرد ] .
( 1 ) .
Phragmites communis Trin .
مترادف
Arundo phragmites L .
؛ يا نى بلند -
Arundo donax L .
؛ سراپيون ، 310 ؛ ابو منصور ، 445 ؛ ابن سينا ، 614 ؛ عيسى ، 13819 .
( 2 ) . ديوسكوريد ،
I
، 92 .
( 3 ) . شريانات الزمر ، بايد خواند سرنايات الزمر ( سرناى يا زرنا ) ؛ نسخهء فارسى : ميزامير - ناىها ؛ ديوسكوريد ،
I
، 92 : السن النايات - « زبانهاى ناىها » .
( 4 ) . قصب النيل ، بايد خواند قصب النبل ، نسخهء فارسى : « يكى را « قصب النبل » تعريف كرده است قصبى كه ازو تير سازند » .
845 . القصب الفارسى 1
- « نى فارسى »
به رومى قالامس 2 ، نيز فراغماطيس 3 و به سريانى قنيادبساما 4 است .
صهاربخت : بايد از « پنبهاى » كه در اطراف اين [ نى ] است ، پرهيز كرد زيرا اگر داخل گوش شود و آنجا بماند ، موجب كرى مىشود .