را با آن دود مىدهند . نوع سفيد و تلخ نيز يافت مىشود و اين [ قسط ] هندى به نام « بنفشهاى » 17 است زيرا از نظر بو به [ بنفشه ] مىماند 18 .
نوع ديگر مايل به سياه و آن تلخ و بدترين است ، از نظر بو شبيه 19 درخت مصطكى [ از نوع ] كوچك است .
پولس : جانشين [ قسط ] ميوهء درخت قطران است .
قسط را « هويج دريايى » 20 مىنامند همان گونه كه حنزاب را « هويج خشكى » مىگويند .
ارجانى : قسط سه نوع است : عربى - سفيد ، سبك و خوشبو ؛ هندى - كلفت ، سياه و سبك ، و سورى - سنگين ، رنگش شبيه رنگ چوب شمشاد و بويش نافذ است .
* * بهترين [ قسط ] تازه ، پر ، [ كرم ] نخورده است ، بدبو نيست و زبان را مىسوزاند . آن را با ريشههاى سخت راسن مىآميزند ، اما راسن زبان را نمىگزد و بوى آنچنان شديد همانند بوى [ قسط ] را ندارد 21 . جانشين [ قسط ] نصف مقدارش عاقرقرحا است .
ابن ماسويه : جانشين [ قسط ] دريايى در داروهاى كبد ، وج و اگر نتوان يافت ، راسن است .
( 1 ) . صورت عربى يونانى مشتق از « كشتهه » سانسكريت (
I , Low
، 391 ؛ ميمون ، 338 ) ؛ -
Aucklandia costus Falc .
مترادف
Saussurea lappa Clarke
؛ يا
Costus speciosus Sm .
مترادف
Costus arabicus L .
؛ ابو منصور ، 450 ؛ ابن سينا ، 620 ؛ عيسى ، 15 58 .
( 2 ) . قسط ، كسط و كست .
( 3 ) . هنهدار ( ؟ ) .
( 4 ) . نسخهء الف : كت ، نسخهء فارسى : قت ،
Platts
: 813 : كت
( kut )
.
( 5 ) . قسطوس ، نك . يادداشت 1 .
( 6 ) . قس . ديوسكوريد ،
I
، 13 .
( 7 ) . الشمشاد ، نك . شمارهء 422 ، يادداشت 4 . ديوسكوريد ،
I
، 13 : فقسس ( ) - نام يونانى « شمشاد » .
( 8 ) . نسخههاى الف و ب : لاالزم ، بايد خواند لاالزهم .
( 9 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : الدزانه ، بايد خواند الرزانة ، نسخهء فارسى : جرم او هموار و نرم بود .
( 10 ) . القرنفلى و الزبيبى .
( 11 ) . الراهن ،
II , Vullers
، 19 : راهن -
cornus
( زغالاخته ) .
( 12 ) . نسخهء الف : هو ، نسخهء پ : هم ( آنها ) يعنى ساكنان حبشه .