( 1 ) . نقل نادرست يونانى ؛ در
II , Vullers
، 724 و محيط اعظم ،
III
، 299 نيز به همين شكل آمده است ؛ در ترجمهء عربى ديوسكوريد ،
I
، 10 : قسيا ( قس . شمارهء 552 ، يادداشت 4 ) ، كه همچون
Cinnamomum zeylanicum var . Cassia Nees
تعريف مىكنند ؛
II , Low
، 113 . عيسى ، 3 49 ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است .
842 . قشر النحاس 1
- زنگار مس
اين « تفاله [ مس ] 2 » است كه بر اثر كوبيدن از آن جدا مىشود .
( 1 ) . به عربى يعنى « پوسته مس » . معادل يونانى ؛ ديوسكوريد ،
V
، 61 . اين عنوان در حاشيهء زيرين نسخهء الف نوشته شده و در عكس پيدا نيست ، به همين جهت در نسخههاى ب ، پ به اشتباه با عنوان پيشين يكى شده است .
( 2 ) . توباله ، نك . شمارهء 226 .
843 . قصب الذّريرة 1
- نى خوشبوى
مىگويند كه هر [ گياه ] ميانتهى قصب است .
جالينوس : نى خوشبوى [ قصب الطّيب ] كه از هند مىآورند چنان آماده ساختن و پرداختن است كه نى سرزمين ما را اين آمادگى نيست .
حمزه : نىبوا 2 - گوشت پوسيده و خرد شده بخش درونى نى ميانپر ، خوشبوى و سرخفام است ، آن را از جروم مىآورند .
جالينوس : اين « قالاموس اروماطيقوس » 3 است .
رازى : نى خوشبوى در هند مىرويد . بهترين [ نوع آن ] به رنگ ياقوت با گرههاى نزديك هم است ؛ اگر آن را بشكنيم ، به تراشههاى بسيار تقسيم نمىشود 4 ، نىاش با چيزى قابض مانند تار عنكبوت [ پر شده است ] . بر اثر جويدن آن ، [ مزهء ] گس با اندك تندى [ احساس مىشود ] . [ نى خوشبوى ] كوبيدهء « ذرور » 5 است كه بوى خوش و رنگ سفيدى مايل به زرد دارد .
خشكى از [ قول ] هندىها حكايت مىكند كه آنها بخش درونى اين [ نى ] را « تلك » 6 مىنامند .
ابو الحسن الترنجى ذريرة القصب [ مىنامد ] .
ابو حنيفه : بيلم 7 - « پنبه نى » است .
( 1 ) . به عربى به معناى « نى ذريره » است ؛ ذريره گرد سفيد مايل به زرد است كه به عنوان مادهء معطر به كار