مىگويند كه [ صبيب ] دمكرده حناست كه روى حنا مىريزند و آن را خمير مىكنند .
( 1 ) . رنگى است كه براى رنگ كردن موها و ريش به كار مىرفته است ؛ قس . لسان العرب ،
I
، 518 ؛
Lane
، 1639 ؛
I , Dozy
، 813 ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . شجرة السمسم . در فرهنگها : ماء شجرة السمسم ، ماء ورق السمسم - « شيرهء گياه كنجد » ، « شيرهء برگ كنجد » ؛ نك . يادداشت 1 .
( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : صبيب الخمخم ، بايد خواند صبيب الحمحم ، قس .
Lane
، 637 .
( 4 ) . نسخهء الف : ابو العمشل ، بايد خواند ابو العميثل ( نسخهء پ ، تاج العروس ،
VIII
، 36 ) .
635 . صحناة 1
- چاشنى از ماهى شور
اين - صير 2 نيز [ ناميده مىشود ] ؛ به رومى طاريخس 3 ، به سريانى صحنيثا 4 ، به فارسى ماهيابه 5 است .
( 1 ) . يا صحناة ،
Lane
، 1656 . طبق انطاكى ( 209 ) آن را به اين طريق تهيه مىكنند : « ماهى ريز يا بزرگ را مىگيرند ، تكهتكه مىكنند و سه روز مىگذارند بماند ، پس از آن آنها را چند روز در آبنمك مىخوابانند تا از هم بپاشند و سپس صاف و جمعوجور مىكنند » .
( 2 ) . الصير - نوعى ماهى ريز كه از آن صحناة تهيه مىكنند ؛ قس . شمارهء 566 ، يادداشت 6 .
( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : طاريخى ، بايد خواند طاريخس - يونانى « ماهى شور » .
( 4 ) . صحنيثا .
( 5 ) . ماهيابه ، قس .
II , Vullers
، 1131 .
636 . صدف 1
الحاوى : پوشش صدف هندى خوشبوست . [ صدفهاى ] بلبل 2 و آنها كه در كرانههاى درياى سرخ وجود دارند نيز همينگونه است [ اما ] در بوى آنها چيزى شبيه بوى جند بيدستر احساس مىشود . اين مخشلبه 3 است و نام هندىاش سيفى 4 است .
( 1 ) . قس . سراپيون ، 458 ؛ ابو منصور ، 371 ؛ ابن سينا ، 598 ؛ الجماهر ، 126 - 135 .
( 2 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ و فارسى : البابلى ، بايد خواند البلبل ، قس . الجماهر ، 128 : « صدفهاى كوچك را « بلبل » مىنامند » .
( 3 ) . نسخهء الف : المحشلبة ، بايد خواند المخشلبة ، قس . اقرب ، 276 . در الجماهر ( 97 و 129 ) گفته شده است كه مخشلبة نام صدف يا دانهء مرواريدى است كه بهطور مصنوعى از اين صدف تهيه شده است .
( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : سفنى ، نسخهء فارسى : شينى ، بايد خواند سيفى ، قس .
Platts
، 709 : سيپى