( 5 ) . سقر ، چنين است نسخه فارسى ؛ نك . شمارهء 547 ، يادداشت 1 ؛ نسخهء الف : المقر ،
Lane
، 1705 :
صقر . مقر در اينجا ممكن است صرفا تركيب جفت واژه ( اتباع ) باشد . صقر مقر (
Lane
، 1706 ) .
( 6 ) . الدوشاب - به فارسى به معناى « شيرهء پخته انگور » يا « خرما » ست ؛
I , Dozy
، 475 ؛
I , Vullers
، 932 .
( 7 ) . كنداف ، نسخهء فارسى : كنداب - « قنداب » .
( 8 ) . القنديد ، قس .
Lane
، 2568 .
( 9 ) . كندويد .
412 . خنثى 1
ارّجانى : اين گياهى است كه برگهايش به برگهاى ترهشامى مىماند ، ساقهاش صاف است و گلهايى در انتها دارد ، ريشهها دراز و گرد به شكل بلوط و تند مزه است .
پولس و ابو الخير : ريشه « خنثى » همان اسراش 2 است .
* شيرهء بيخ چغندر را به عنوان جانشين ريشهء خنثى به كار مىبرند 3 .
( 1 ) .
Asphodelus ramosus L .
؛ ديوسكوريد ،
II
، 168 ؛ سراپيون ، 80 ؛ ابو منصور ، 183 ؛ ابن سينا ، 758 ؛ ميمون ، 395 . نام عربى به معناى « نر - ماده »
( hermaphrodite )
است . نيز نك . شمارهء 43 .
( 2 ) . الاسراش ، نك . شمارهء 43 ، يادداشت 2 .
* ( 3 ) . نسخهبردار اين جمله را اشتباها در متن عنوان شمارهء 950 وارد كرده است . نسخهء اصلى عربى فصل ( خ ) در آغاز بسيار بد و ناخوانا مىنمود و به همخوردگى ترتيب الفبايى نيز گواه همين امر است ؛ نك .
شمارهء 372 ، يادداشت 1 . عنوانها در نسخهء فارسى به ترتيب درستترى قرار گرفتهاند : 371 ، 384 ، 385 ، 387 ، 388 ، ( 389 ) ، 390 ، 391 ، 392 ، 386 ، 374 ، 375 ، 393 ، 394 ، 396 ، 395 ، ( 397 ) ، 398 ، 399 ، 400 ، 376 ، 377 ، 378 ، 401 ، 402 ، 403 ، ( 404 ) ، 405 ، 406 ، ( 407 ، 408 ) ، 409 ، ( 410 ) ، 411 ، 412 ، 382 ، 379 ، 380 ، 381 ، 372 ، 373 . عنوانهاى درون پرانتز در نسخهء فارسى حذف شده است .
حرف د ( دال )
413 . دار فلفل 1
- فلفل دراز
به هندى پيپلى 2 [ ناميده مىشود ] . فلفل دراز سفيد به فارسى دارپلپل سپيد 3 ، به هندى فى ففل 4 ، به سندى هستففل 5 [ ناميده مىشود ] .
جالينوس : بهترين [ دار فلفل ] به عمل نيامده 6 است كه در آب گرم خيس نمىشود حتى اگر مدتى طولانى [ در آن ] نگه داريم و از هم جدا نمىشود ؛ مزهاش همان مزهء فلفل