همينجا ، شمارهء 111 ؛ ابن سينا ، 173 ؛ ابو منصور ، 255 ؛ غافقى ، 266 ، ص 557 ؛ عيسى ، 14 96 ؛ يا ب ) تخم گوز گندم -
Lecanora esculenta Ev .
( نك . شمارهء 929 ) ؛ غافقى ، 236 ، ص 490 ؛ ميمون ، 86 ؛ يا پ ) درخت ارغوان .
Cercis siliquastrum L .
؛ قس . همينجا . شمارهء 36 .
( 2 ) . نسخهء الف : تانكن ، نسخهء فارسى : تاتكى .
( 3 ) . نبيذ التمر ، نك . شمارهء 39 ، يادداشت 12 .
( 4 ) . نسخههاى فارسى و پ : العمانى ، نسخهء الف : العمامى .
415 . دار شيشعان 1
ارجانى : اين درختى است كه ضخامتى دارد و خارهاى بسيار . بازرگانان مواد معطر از آن براى گس كردن روغنها استفاده مىكنند . پوستش سوزان ، گلها تند و چوبش گس و سرد است .
[ دار شيشعان ] خوب ، سنگين است ، رنگ بدون پوستش به سرخ و ارغوانى نزديك است ؛ متراكم و خوشبو است و در آن اندكى تلخى وجود دارد . نوع ديگر آن به رنگ سفيد و بىبو است و خوب نيست .
تخمهايش رنگ چوب را دارند ، سخت ، صاف و درخشانند با اندكى تلخى .
جالينوس : [ اين ] اسبالاتوس 2 است .
رازى : [ دارشيشعان ] خوب آن است كه رنگش شبيه خون باشد .
صهاربخت مىگويد كه در الصيدنه [ گفته شده است ] كه اين - علف سنبل رومى 3 است .
در كتابى بىنام ديدم كه [ دارشيشعان ] ريشه سنبل هندى 4 است ، نه خود سنبل هندى بلكه ريشه [ آن ] است . اين درستتر است زيرا به سريانى قيسى دناردين 5 [ ناميده مىشود ] ، همچنانكه در فصل « شين » [ در عنوان ] عود شيشجان 6 ذكر شده است . اين را بايد به آنجا منتقل كرد زيرا خود درخت ، شيشعان است و « دار » يعنى چوب ، مضاف 7 .
گاهى دهنشيشعان 8 نيز ديده مىشود . مىگويند كه اين العود اللجرابى 9 است . اين عود ، چوبى است كه در آن سرخى وجود ندارد .
پولس : جانشين [ دارشيشعان ] ميوههاى ينبوت است .
« عودلجرابى » درختى است كه در كوههاى آنجا [ مىرويد ] ، به درخت انار شباهت دارد و مانند مورد هميشه سبز است . ميوههايش به رنگ سرخ و اندكى درشتتر از نخودند . بيگانگان چوبش را مىبرند ، مىپندارند كه آنها پروردهاش مىسازند 10 .
اوريباسيوس [ آن را ] اسبيلاثوس 11 [ مىنامد ] .