( 2 ) . البرير ، نك . شمارهء 31 .
409 . خندروس 1
اين در نزد آنها [ پزشكان ] « گندم رومى » 2 است ؛ اما آن سلت 3 است .
در حواشى [ اشاره مىشود ] كه اين « كنيث » 4 است .
در مفرده جالينوس به خط سريانى « اخيروس » 5 » [ نوشته شده ] و [ توضيح داده شده ] كه اين « گندم دشتى » 6 است . جالينوس [ مىگويد ] كه اين گندم سياه 7 معروف است . در الحاوى از جالينوس نقل مىشود كه [ گندم ] سياه داراى مواد مغذى بدى است ، اما از شيلم بهتر است .
در آنجا دربارهء خندروس گفته مىشود كه آن شبيه گندم اما مغذىتر و چسبناكتر است .
الفرّاء مىگويد : حنطه خندريس 8 به معناى [ گندم ] قديم است و نام يك شراب 9 نيز از آن [ نشئت مىگيرد ] . در مثلها مىگويند « قديمتر از گندم است » .
پولس : [ خندروس ] به گندم مىماند اما چسبناكتر از آن است .
( 1 ) . يونانى ( ديوسكوريد ،
II
، 96 ) -
Triticum spelta L .
؛ ميمون ، 389 ؛ عيسى ، 18 183 .
ابن سينا ، 779 : « گندم » .
( 2 ) . حنطة الرومية ، قس .
Triticum romanum
؛ ابو منصور ، 188 ؛
I , Dozy
، 407 ؛ عيسى ، 16 183 .
( 3 ) . السلت ، برخى از مؤلفان امروزى نيز مىپندارند كه اين مترادف خندروس است ( عيسى ، 16 183 ) ، اما برخى ديگر آن را به عنوان جو معمولى -
Hordeum distichum L .
يا
H . tetrastichum Kcke .
تعريف مىكنند ؛ نك . شمارهء 555 . نسخهء فارسى : « سلت به پارسى « جو گندم » باشد يعنى جوى كه به گندم مشابهت دارد » .
( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : الكبيت ، بايد خواند الكنيث ، قس . بر بهلول ، 633 ؛ يادداشت 2 .
I , Low
، 773 : كنيت كه از كنّاتا آرامى نشئت مىگيرد .
II , Dozy
، 491 و عيسى ، : كنيب ؛ نيز قس . شمارهء 926 .
( 5 ) . اخيروس . نك . شمارهء 18 .
( 6 ) . القمح البرى .
( 7 ) . حنطة سوداء . اين نام را امروز به گندم سياه كشته -
Fagopyrum esculentum Monch .
مىدهند ؛ عيسى ، 21 81 .
( 8 ) . حنطة خندريس ، قس .
Lane
، 815 .
( 9 ) . نك . شمارهء 410 .