204 . ترياق لغيرى 1
از داروهاى ساده و ريشهاى شبيه شلغم 2 است . مردم زرنج 3 آن را به صورت تازه مىخورند و به عنوان ضماد نيز به كار مىبرند كه در زخمها و سعفه 4 سودمند است . در زابلستان نيز يافت مىشود ، مزهء تلخ و تنفرآورى دارد و موجب خفگى مىشود . اگر ريزتر 5 مىبود ، آنگاه از نظر رنگ و شكل خود به زراوند گرد شباهت مىداشت . هنگامى كه خشك شود ، به آسانى خرد مىشود و از اين نظر به غاريقون شباهت دارد . بخش درونىاش سفيد رنگ است و مزهء تلخ آميخته با شيرينى دارد .
( 1 ) . ترجمهء مستقيم آن : « ترياك براى ديگرى جز من » است ، نسخهء پ و
Picture
، 114 : ترياق لغيرك .
( 2 ) . الشلجم ، نسخهء فارسى : الشلغم ، نك . شمارهء 554 .
( 3 ) . نسخهء فارسى : زرنگ .
( 4 ) . السعفه - مرض جلدى كه به كچلى و اگزما تبديل مىشود . ابن سينا ،
IV
، ص 554 .
( 5 ) . نسخهء الف : اصفر ، بايد خواند أصغر ، نسخهء فارسى : و اگر به هيئت خردتر بودى .
205 . ترياق اهل بلد
اين سير است . ابو معاذ و ديگران آن را ترياق اهل الرستاق 1 مىنامند .
( 1 ) . « ترياق روستايان » .
I , Vullers
، 442 : ترياق روستايى ؛ نسخهء فارسى مىافزايد : « زيرا كه اهل روستا را بر ترياقات ديگر اطلاع كم بود » . اين عنوان در نسخهء فارسى با عنوان پيشين يكى شده است .
206 . ترياق تركى
در جوانى خود پير تركمنى را ديدم كه ترياكهاى گوناگون و داروهاى مركب از علفها را به خوارزم مىآورد . او مدعى بود كه همه داروهاى ساده و مركب موجود در كتابها را از گياهان به دست مىآورد و شاهد بودم كه موميايش [ اثر ] معجزهآسا داشت . 1
( 1 ) . بيرونى در الجماهر دربارهء اين پيرمرد مشروحتر مىگويد : او را سباى هرما مىناميدند . او از حوالى پيكند ( نزديك بخارا ) مىآمد و موميايش پاى شكسته سرنگهبان قوشهاى شكارى خوارزمشاه را درمان كرده بود . دربارهء « موميا » نك . شمارهء 1025 . اين عنوان در
Picture
، 114 درج شده است .
207 . تربد 1
به رومى اليتيون 2 ، نيز الطريون 3 و سرديون 4 ، به سريانى طربد و طربيد 5 ، به فارسى