162 . البقلة الحسينية 1
اين سبزى به سير مىماند اما خوشبوتر و تندىاش كمتر است . برگهايش پهنتر است و به برگهاى طرخون مىماند .
( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است .
163 . البقلة الفارسية 1
به تره داهان يعنى بقلة الاماء 2 ، نيز به « تره گربه » 3 معروف است زيرا گربهها بويش را بسيار دوست دارند و از آن مىخورند ، [ دوست دارند ] در سايهاش قرار گيرند و روى شاخهها و برگهايش به شادى بغلتند . 4
( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است .
( 2 ) . ترهء داهان اى بقلة الاماء .
( 3 ) . ترهء گربه ، طبق
I , Vullers
، 442 اين بادرنجبويه است ، نك . شمارهء 125 .
( 4 ) . نسخهء فارسى : « اين نبات را پلنگ مشك خوانند و معرب او فلنجمشك باشد [ نك . شمارهء 792 ] » .
164 . بقّم 1
به فارسى دارپرنيان 2 و به خوارزمى بنجنك 3 است .
حمزه مىگويد : [ بقم ] معرب « بكم » 4 و آن « دارپرنيان » است .
اصل آن از جزيرهء لامرى 5 است و آن را از آنجا همراه با خيزران صادر مىكنند .
برگهايش به برگهاى سداب ، ميوهاش به [ ميوه ] خرنوب مىماند و مانند حنظل 6 تلخ است و خوردنى نيست . [ بقم ] را مىكارند 7 و فقط در حضور مشترى مىبرند . كالاى گرد آمده را كپهكپه انباشته مىكنند به گونهاى كه هر كپه با وزنى معيّن مطابقت داشته باشد . اين وزن چنين است : خريدار سه نفر را به اختيار خود برمىگزيند و فروشنده دو نفر را . همهء آنها به يك سر قرسطون 8 آويزان مىشوند تا سر ديگرش كه بقم رويش قرار دارد ، بلند شود . آنچه آنها بلند مىكنند ، همان [ واحد ] وزن است . هر وزن بقم يك « تل » 9 است ، هر تل برابر با صد قاطيه و هر قاطيه يك و يك چهارم من است . هر تل [ بقم ] در صنفير به يك طنيه 10 طلا فروخته مىشود . يك طنيه [ داراى ] شانزده ماشجه و هر ماشجه - چهار دانق طلاست . نرخ طلاى آنها برابر با نيم [ دينار ] نيشاپورى است 11
الخليل مىگويد : « شرف » 12 همان « دارپرنيان » است .
السّرى الرفّا مىگويد 13 : « بقم » همان « عندم » است ، لكن عندم مشهور نزد داروگرها