جهت آن را [ با انيسون ] مىآميزند .
اين رازيانج رومى است . 4 [ نوع ] نبطى آن نه از نظر طعم و نه از نظر شكل تفاوتى [ با رومى ] ندارد ؛ فقط تندى آن كمتر و دانههايش ريزتر است ، افزونبر آن [ نوع رومى ] در مقايسه با نبطى گرماى بيشترى دارد .
ابو معاذ مىگويد : [ انيسون ] همان رازيانه شامى است ، ابن ماسويه بهجاى [ شامى ] مىگويد : رازيانه فارسى .
فزارى مىگويد : [ انيسون ] به سندى سروق [ ؟ ] 5 است و دربارهاش مىگويند كه اين « نانخواه رومى » 6 است . مىگويند كه [ انيسون ] به زبان مردم اسپيداج سكزاغند 7 [ ناميده مىشود ] و آنها مىگويند كه اين كرفس رومى 8 است . « سكزه » 9 در نزد آنها گل سفيد است كه از زير برف ، هنگامى كه شروع به آب شدن مىكند ، همانند « جغزبه » 10 كه همان « سورنجان » باشد ، پديد مىآيد .
در كتابى ناموثق منسوب به هرمس [ گفته شده است ] : انيسون رومى گرم معتدل ، [ نوع ] فارسى و هندى گرم و خشك و چينى - اندكى سرد است .
( 1 ) .
Anisum vulgare Gaertn .
يا
Pimpinella anisum L .
؛ سراپيون ، 35 ؛ ابو منصور ، 9 ؛ ابن سينا ، 2 ؛ غافقى ، 32 ؛ ميمون ، 19 .
( 2 ) . انسون يا ؛ غافقى ، 32 ؛ ديوسكوريد ،
III
، 153 : .
( 3 ) . نسخهء الف : زرعشامرا قس .
Low , Pf .
، 382 ، نسخهء فارسى : ازرعسامرا .
( 4 ) . يعنى « رازيانه رومى » نك . شمارهء 458 .
( 5 ) . سروق ، نسخهء فارسى : سندوق ،
Platts
، 702 : سونف -
Pimpinella anisum
.
( 6 ) . نك . شمارهء 1036 .
( 7 ) . نسخهء الف : سكزاغند ، نسخهء فارسى : شكراعن .
( 8 ) . يعنى « جعفرى رومى » ، نك . شمارهء 896 .
( 9 ) . نسخهء الف : سكزه ، نسخهء فارسى : شكره .
( 10 ) . جغزبه .
100 . آنك 1
- سرب
اين اسرب 2 است . در تركيب داروهاى چشم آبار ناميده مىشود و مرهم چشم به همين نام مشهور است .
طاهر سجزى 4 مىگويد كه [ سرب ] به سريانى ابار 5 است با تعريب « با » به « فا » .