مىشود .
ابن رومى مىگويد :
به درخت اترج مانى كه دلپسند است همزمان * هم ميوه و هم گل ، دلپسند است شاخهها و برگهايش
ابو القاسم دينورى مىگويد :
اترج مشكبوى * همچون عروسك زراندود
در كنار نارنج گرد * همانند گويى از سفن 13 زرد
ابو العباس مىگويد :
يا نمىبيند اترجهاى چيده شده براى ما را * صف اندر صف همانند آدميان به زانو درآمده
جنگجويان و اسبانشان گويى * منظرهء لاكپشتهاى ساخته از زر دارند
ابن طباطبا مىگويد :
اترجى كه برايت آوردهاند همچون سكهء زر * مپذير و اگر دلشادى
نخواه اترج را زيرا * مىبينم وارونهاش « كوچ كردهاى » است 14
در شوش 15 اهواز مادهاى خوشبو براى بو كردن 16 ، مشهور به پنج انگشت وجود دارد .
اين اترج خشك شده و پرچين و چروك 17 شبيه كف دست و انگشتان است . بوى بسيار تندى دارد و آن را به هر جا كه ممكن است مىبرند .
ابو طالب رقى 18 مىگويد :
از برون زرد است و از درون سفيد * خداى آسمانهاش در [ چنين ] كمال آفريده است
به كف دست دلداده خسته دورافتاده * ماند كه مىشمرد روزهاى درد و رنج را
بديهى مىگويد :
اترج زرد زيباى 19 ما * چنان آراسته خود را نزد دوستان كه گويى
دستهاى زرين نشان دهد سبدى 20 * از گوهرها را همگى خميدهاند ( ؟ )