( 11 ) . خود بيرونى اندكى پايينتر توضيح مىدهد : املس ملزر « سفت و صاف » .
( 12 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : حنبيرى ، بايد خواند جنبيرى ،
Platts
، 388 ، 391 .
( 13 ) . سفن - پوست زبر و خشن كروكوديل و جز اينها .
Lane
، 1375 ، قس . شمارهء 560 .
( 14 ) . اگر واژهء اترجة را « وارونه كنيم » يعنى آن را از چپ به راست بخوانيم هجرتا ( كوچ كردهاى ) به دست مىآيد .
( 15 ) . نسخهء الف : بالشوس ، بايد خواند : بالشوش ،
II , Vullers
، 479 . نسخهء پ : بأكسيوس ( ؟ ) .
( 16 ) . الشمامات .
( 17 ) . مقفّعة نسخهء پ : مفقّعه - « رنگ زرد » .
( 18 ) . نسخههاى الف و ب : ابو طالب الرقى ، نسخهء پ : ابو طالب المزنى .
( 19 ) . يا : « زرين » - اترجنا النضير .
( 20 ) . نسخهء الف : بدرا ، نسخهء پ : بدرا « ماه بدر ( كامل ) » ، نسخهء ب : بنودا - « پرچمها » .
( 21 ) . عبير - مادهء خوشبوى زعفرانى .
Lane
، 1938 .
14 . أثبه 1
- انجير هندى
ابو حنيفه 2 مىگويد : اين درخت بزرگى است كه در سايهاش هزاران نفر مىتوانند جاى گيرند . همانند درخت عظيم گردو رشد مىكند ، برگهايش شبيه برگهاى همين درخت است اما ميوههايش به انجير سفيد كوچك مىماند . تخمهايش نيز همينگونه [ مانند تخمهاى انجير ] است . مزهاى ناپسند دارد اما گاهى آن را مىخورند .
( 1 ) . يا اثبه كه صورت كوتاهشدهء أثابة است ، لسان العرب ،
I
، 234 -
Ficus benghalensis L .
؛ عيسى ، 2 83 ؛ بدويان ، 1616 .
( 2 ) . ابو حنيفه ، 3 .
15 . أثل 1
- نوعى گز
درختى شبيه « گز » 2 است ، آن را به هندى برواه 3 مىنامند . فرق ميان اثل و گز فقط در اين است كه اثل بزرگتر است و از آن به علت جنس برتر چوبش ، فنجان و [ ديگر ] ظرفها مىتراشند .
( 1 ) .
Tamarix orientalis Forsk
مترادف
Tamarix articulata Vahl .
؛ سراپيون ، 43 ؛ غافقى ، 6 ؛ ميمون ، 9 ؛ عيسى ، 2 177 .