تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
از آن مال ، محتاج به اذن حاكم كه ولىّ شرعى عام است مىباشد و با اذن و رعايت خصوصيات در مأذون مىتواند مباشرت حضانت و تربيت از آن مال باشد . و اگر انفاق قبل از استيذانِ ممكن نمود از مال لقيط ، ضامن مال او است ؛ و در صورت تعذّر استيذان تا ما دام متعذر باشد و انفاق ضرورى باشد و از عدول مؤمنين هم استيذان ننمايد و ممكن نباشد ضامن نيست ، بلكه لازم است مبادرت به انفاق از آن مال . و خود منفق راه اثبات و ثبوت عدالت و ايمان براى او ممكن الحصول است .

حكم اسلام لقيط

5 - ملقوط در دار الإسلام كه محل نفوذ حكم حاكم مسلمان است ، حكم به اسلام او مىشود اگر چه در تسلط كفّار واقع بشود در صورتى كه مسلمانى مستوطن در آنجا باشد كه ممكن باشد تولد ملقوط از او ، بلكه اعتبار به مظنّهء تولد از مسلمان بلكه احتمال عقلائى غير جزافى آن است ؛ و اگر در آنجا مسلمانى نباشد كه قابل تولد ملقوط از او باشد و فعلًا دار الكفر و دار الحرب است ، حكم به رقّيت ملقوط مىشود ، زيرا اسلام مباشرى از صبىّ اثر ندارد اگر چه مميز بلكه مراهق باشد و بعض آثار بر اسلام او مرتّب باشد ، و اسلام تبعى محل ندارد به جهت فقدان متبوع ( مثل تزويج مسلمان با كتابية كه ولد آنها محكوم به اسلام مىشود ، يا اسلام اب در حال حمل بودن فرزند يا انفصال او كه محكوم به اسلام مىشود ) ؛ و اگر مراهق قاطع به اسلام شد و مسلمان شد به شهادتين ، احوط حفظ او است از اضلال ابوين و غير آنها به نحو مقدور ميسور . و اولاد مسلمين ، و مجانين آنها در حال بلوغ ، محكوم به اسلام مىشوند ؛ و همچنين است اسلام جدّ و جده از طرف اب يا ام ، كه موجب اسلام ولد تابع مىشود در صورت عدم حيلولت اقرب كافر . طفلى كه به انفراد از پدر و مادر خودش در سبى و اسارت مسلمانى واقع بشود محكوم به اسلام به تبعيت سابى است ، بخلاف صورتى كه با او در حال سبى ، يكى از ابوين و كافر بوده باشد كه تبعيت سابى بىاثر است .