تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
وجود و عدم آنها مساوى در تحقق تمكين زوجه است .

ارتداد و نشوز

و اظهر در ارتداد زوجه با رجوع به اسلام در عدّه در غيبت زوج و نشوز زوجه در غيبت ، اين است كه حكم واقعى ثبوت نفقه و سقوط آن دائر مدار واقع ارتداد و نشوز و ارتفاع واقعى آنها است ، و ثبوت و سقوط علمى يا استصحابى ظاهرى ، دائر مدار تحقق معلوم و ارتفاع معلوم است ؛ پس اگر عالم به اينها بود ، بايد در حكم ظاهرى ، عالم به ارتفاع باشد ؛ و اگر عالم نبود ظاهراً واجب است بر او نفقه ، مثل زمان حضور و عدم اطلاع ، نه در واقع در زمان تخلَّل اين امور تا زمان تمكَّن از اطلاع از زوال عارض .

ادّعاى حمل توسط مطلَّقه بائن

4 - اگر مطلقه بائن ادّعاى حمل كرد به نحوى كه با صحّت طلاق جمع بشود ، پس اگر مدّعى اوائل حمل بود ، احوط انفاق با كفيل است در هر روز كفايت آن روز را ، و استعاده با عدم ظهور در وقت تا آخر امكان ثابت است با عدم نفى خبره قبل از آن ؛ و اگر در وقت ظهور آن بر اهل خبرة و اطلاع از زنها و مردها بود بر تقدير ثبوت ، اظهر عدم وجوب است با نفى خبره ، و وجوب است با اثبات آنها .

ثبوت نفقه براى بائن حامل

و براى مطلقه بائن حامل ، نفقه ثابت است ؛ و براى بائن حامل اگر مطلقه نباشد مثل موطوئه به شبهه يا بائن به فسخ ثبوت نفقه ، محل تأمل است ، و احوط انفاق است بر كسى كه حمل از او است ؛ چنانچه مقتضاىِ اطلاقِ روايت است .

نفقه در فرض لعان

و همچنين است احتياط در لعان براى قذف زوجه با اعتراف به ولد ؛ و اما لعان براى نفى ولد ، پس چون ولدْ منتفى مىشود و صاحب ولد نيست ، بر او نفقه حامل نيست به هر دو قول در حامل بائن به غير طلاق ، مثل لعان . و همچنين اگر طلاق بائن داد ، پس از آن حمل ظاهر شد و انكار كرد و لعان براى نفى
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 594 | الشيخ محمد تقي بهجت