مقدّمات اطعام
و واجب اطعام است به نحوى كه محتاج به مقدمات نباشد مگر آن كه معتاد بلد ، دفع مقدمات باشد يا آن كه تراضى به آن بشود . و همچنين تسليم قيمت .
استقرار در ذمّه با تمكين و عدم دفع
و اگر دفع نكرد با تمكين ، در ذمّه زوج مستقر و دَين مىشود اگر چه حاكم حكم نكرده باشد .
استرداد در فرض موت يا طلاق زوجه
و اظهر جواز استردادِ مدفوع است با موت زوجه يا طلاق او به طلاقى كه نفقه ندارد يا نشوز در اثناى روز ، بالنسبه به آن چه توزيع به ما بعد اين عوارض مىشود .
و اظهر عدم فرق بين صورت اتلاف عين و عدم آن است .
مالكيّت زن بر نفقه و لو صرف نكند
اگر دفع كرد نفقهء ايام را پس گذشت آن ايام با تمكين و لكن آن مقدار را يا بعض آن را صرف نكرد و زياد آورد ، تمام ملك زن است .
وفات شوهر
و اگر در اثناى مدتى كه نفقه آن را داده است خود شوهر وفات نمايد ، نفقه موزّعه بر ما بعد از وفات بر مىگردد به ورّاث .
موارد تمليك و اباحه
اطعامْ مستلزم تمليك است به نحو متقدّم . اسكان و اخدام و نحو اينها اباحه انتفاع است . و اظهر در كسوه ، اباحهء انتفاع است مگر با قصد تمليك غير واجب . و ضمانِ حق انتفاع به ترك كسوه در مدتى از قِبل زوج با تمكين ، خالى از وجه نيست . و همچنين معاوضهء بر او اگر چه براى اسقاط از مديون باشد . و چون پوشانيدن تمليك نيست ، تبديل آن در هر وقت براى زوج جائز است . و همچنين معاوضه بر عين ملبوس ، جائز نيست ؛ بلكه فقط حق انتفاع دارد ؛ و اگر تمليك بود مثل مأكول بود و قابل تبديل معاوضى بود با