كه هر كه ارضاع منحصر به او باشد واجب است ارضاع ولد با اجرت .
و همچنين خصوص « لِباء » اگر متوقف شد حيات ولد بر آن ، مطلقاً يا تا سه روز .
مطالبهء اجرت شير دادن
و مىتواند مادر اجرت رضاع از مال مولود اگر صاحب مال باشد ، يا از پدر توانگر اگر ولد صاحب مال نباشد ، مطالبه نمايد ؛ و اگر پدر معسر است بر او تكليف نيست .
جواز استيجار نفس براى شير دادن
و مىتواند استيجار نمايد زن خود را براى رضاع ، چه آن كه بائن باشد به طلاق و نحو آن ، يا در حبالهء زوج باشد . و بعد از عقد اجاره مىتواند زن ، خودش رضاع نمايد يا ديگرى را استخدام براى اين عمل يا استيجار نمايد . و اگر عقدى نباشد و بايد طفل نزد مادر باشد ، مىتواند رضاع نمايد به اجرت ، چه با مباشرت يا استيجار يا غير ، و مستحق مطالبهء اجرت از وصى است اگر پدر وفات كرده است . و مولى مىتواند اجبار نمايد امهء خود را بر رضاع ولد ، اگر چه ولدِ غير امه و غير مولى باشد .
كمترين و بيشترين حد شير دادن
و نهايت رضاع واجب ، دو سال كامل است ، و جائز است اقتصار بر بيست و يك ماه . و نقص از اين مقدار بدون ضرورت ، جَورِ محرَّم است . و جائز است زيادتى بر دو سال به يك يا دو ماه ؛ و در ازيد از اين مقدار با صدق استغناء و عبث بودن ارتضاع ، اشكال فضلهء غير مأكول است نسبت به اين مرتضع .
استحقاق اجرت شير دادن و فرض تبرّع
و متصدى ارضاع صبىّ ، مستحِقّ اجرتِ رضاعِ محقّق در حولين ، بر كسى كه بر او واجب است ارضاع صبىّ ، هست بدون احتياج به معامله اگر متبرع يا به حكم آن نبوده ؛ و مستحقِ اجرتِ رضاعِ زائد بر دو سال نيست در صورت تحقق آن ، مگر با معاملهء با ولى صبىّ يا مثل معامله ، مگر در فرض احتياج صبىّ به زائد ، بر خلاف متعارف ، به نحوى كه از نفقهء واجبه ، محسوب باشد .