قيمت روز تلف و روز دفع قيمت نصف ، نه ما بين بنا بر اظهر .
و انتقال لازم ، به منزلهء تلف است در رجوع به قيمت ؛ و عود به سبب جديد اثرى ندارد در هيچ صورت بنا بر اظهر .
و اگر عين متعلق حق رهانت يا اجاره باشد ، مخيّر است زوج بين مطالبهء قيمت و انتظار فك رهن يا انقضاى اجاره ؛ و احوط رعايت رضايت زوجه است در طرفين تخيير . و اگر معامله ناقلهء غير لازم باشد ، مخيّر است زوجه بين رجوع ، و دفع نصف عين يا دفع نصف مثل يا قيمت .
حصول نقص در عين
اگر نقصى در عين حاصل شد ، مثل عِوَر دابّه و نسيان صنعت ، محتمل است رجوع به نصف عين و نصف ارش تعيّب ، و احوط صلح است ، چنانچه در اختلاف گذشت . و رجوع به قيمت در حال قبض با اختيار زن بدون لزوم محذور ديگر ، خالى از وجه نيست . و در زيادات متصله ، احوط براى زوج صلح به قيمت بعد از طلاق و قبل از زيادتيها است ، بلكه خالى از وجه نيست .
احوطيّت عدم جواز اجبار زن بر دفع عين
و احوط براى زوج ، عدم جواز اجبار زن است به دفع عين مجاناً يا با عوض زيادتى ، بلكه خالى از وجه نيست . و اگر دفع كرد عين را به اختيار خود مجاناً ، قبول واجب است بنا بر احوط ، بلكه اظهر در صورت عدم لزوم شركت و با موافقت با قيمت نصف در حال قبض زن . و اگر دفع كرد قيمت را ، نمىتواند مطالبه عين نمايد بنا بر احوط بلكه اظهر . و تاخير مطالبه مانعى ندارد بنا بر اظهر ، بلكه بعد از دفع زوجه عين يا قيمت آن را ، عمل به وظيفه خودش مىنمايد ، و نيّت اضرار ، اضرار محرّم نيست . و الزام زوجه به شركت در عين بالنسبه ، يعنى بدون زياده ، نمىتواند نمايد ، بلكه اختيار با زوجه است بنا بر احوط ، چنانچه گذشت ، بلكه خالى از وجه نيست .
و همچنين اگر از جهتى زيادتى حاصل شد و از جهتى نقص ، مثل تعلم سورهء و نسيان