حكم مهر در صورت عدم خيار فسخ و در صورت عدم خيار فسخ ، به واسطهء عدم ثبوت شرعى سبق ، و در صورت اختيار بقاى بر نكاح با اعتقاد بكارت در حين ايقاع نكاح اگر چه شرط نكرده بوده و معلوم نشود سبق ثيبوبت ، مىتواند تفاوت ما بين مهر مسمّى و مهر المثل را استرجاع نمايد اگر راضى به مهر مسمّى نشود . و در صورت جهل به سبق يا حدوث علم به تجديد ثيبوبت ، تأمل است در نقصان مهر مسمّى ؛ و احوط براى طرفين ، در مقدار تفاوت ، مصالحه به نصف مهر مسمّى است .
انكشاف كتابيه بودن يا مسلمان بودن
6 - اگر تمتع كرد با زنى ، پس از آن معلوم شد كه منقطعه ، كتابى بوده ، اختيار فسخ ندارد ؛ و همچنين در عقد دوام بنا بر جواز ؛ و فقط در غير دائم مىتواند ببخشد مدت را قبل از انقضا و نمىتواند ناقص نمايد مهر را .
و اگر شرط كرده بوده در عقد ، اسلام منقطعه را ، با تخلف شرط ، اختيار فسخ دارد . و در ثبوت حقّ فسخ به مجرد تدليس ، بدون اشتراط موجب خيار ، تأمل است . و در صورت فسخ به حق قبل از دخول ، استحقاق مهر ثابت نيست ؛ و بعد از آن مستحق مسمّى است ، و به مدلس رجوع مىشود ؛ و اگر زن مدلس بوده ، استحقاق مهر ندارد .
اگر شرط كتابيه بودن كرد ، و ظاهر شد كه مسلمان است ، اظهر ثبوت خيار فسخ است در منقطعه ؛ و در دائميه تأمل است . و در ايجاب تدليس در منقطعه خيار را ، تامل است ، جارى در مطلق شرط نقصى كه مكشوف شود كمال ، بعد از آن .
تبدّل واطى
7 - اگر دو مرد با دو زن ازدواج كردند و زن هر كدام بر ديگرى ادخال شد و وطى شد ، براى هر كدام از زنها بر واطى مهر المثل است با جهل زن . و پس از انقضاى عده ، رد به شوهر مىشود كه مىتواند وطى نمايد . اگر زنها يا مردها در عده وفات نمودند ، زوج از زوجه خود ارث مىبرد و بالعكس ؛ و تنصيف مهر با موت زوج قبل از دخول ، در محل