تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
و اگر متجدد شد زوال بكارت و متاخّر از عقد بود ، يا آن كه ثابت نبود تقدم آن بر عقد ، خيار فسخ ثابت نيست .

لوازم اختيار فسخ و بقا

و در صورت اختيار فسخ ، پس اگر فسخ كرد ، پس با عدم دخول و احراز تخلَّف شرط به غير دخول ، استحقاق مهر ندارد ، و اگر دخول كرد ، مهر مسمّى را مستحق است ، و به مدلَّس رجوع مىنمايد . و اگر اختيار بقا كرد ، چه در تقدير عدم اختيار فسخ چه در تقدير ترك فسخ با ثبوت خيار ، از مهر ناقص مىشود چيزى ؛ و در قدرِ ناقص ، خلاف است ، و نسبت تفاوت بين مهر بكر و ثيّب ، از مهر مسمّى ، اقرب است . و اين حكم واقعىِ سبقِ زوال بكارت بر عقد است ؛ و در صورت اختلاف ، به مرافعه احتياج دارد ، و اصل با منكرِ سبقِ زوال است ؛ و در صورت محكوميّت زوج ، با فسخ او ، نكاحْ مفسوخ نمىشود .

افتراق از دائم به جواز خروج از منزل در غير استمتاع

حق حاصل به شرط ، مانعى شرعاً در اتيان به آن چه شرطِ عدم آن كرده بوده نيست . و در صورت عدم اشتراط ، منقطعه حق امتناع از هيچ گونه تمتع در مدت مقرّره ندارد بدون عذر شرعى اگر چه اختيار بشود كه شوهر حق منع از خروج از خانه ، در غير اوقات استمتاع ، ندارد و در اين حكم مثل دائميه نيست .

جواز عزل

5 - جائز است عزل از منقطعه ، و منوط به اذن زن نيست ، اگر چه اولى براى اين مطلب ، اشتراط است در عقد انقطاعى . و اگر حملى حاصل شد بعد از اين مقاربت با عزل ، ملحق مىشود ولد به زوج اگر چه عزل كرده باشد ، و همچنين در هر وطى صحيح با شبههء آن . نفى ولد و اگر متمتّع از خود نفى كرد ولد را ، منتفى مىشود اگر چه عزل نكرده باشد ، بحسب احكام ظاهريّه ، و احتياج به لعان ندارد ؛ اگر چه نفى تكليفاً ، جائز نيست بدون علم اگر چه