دخول ، بعد از اتفاق در انفساخ نكاح باشد ، اظهر عدم استحقاق مهر است ، اگر چه اداء نصف احوط است . و اگر يكى معلوم التاريخ باشد ، حكم عدم ديگرى تا زمان تحقق معلوم التاريخ ، مرتّب مىشود بنا بر اظهر ؛ لكن احتياط ، در عمل به قول زوجه مطلقاً ، ترك نشود .
و اگر مهرِ مسمّى ، فاسد بود به مثل مجهوليّت ، مهر المثل ثابت است با دخول ، و نصف آن با عدم دخول ، بر حسب احتياط متقدّم ، در صورتى كه فسخ از جانب مرد باشد . و چيزى ثابت نيست در صورت سبق زن به موجب انفساخ ، اگر چه خالى از تامل ( در صورت تحقق قبض مهر ، كه مستحق بوده در دين هر دو ) نيست ؛ و احوط عدم مراجعه بر مستحق است بعد از قبض در حال كفر ، و عدم مطالبهء مستحِق است بعد از اسلام و قبل از قبض . و همچنين در صورت عدم تسميهء مهر ، يعنى ثبوت مهر المثل با دخول و عدم استحقاق ، مگر بر حسب احتياط مذكور با عدم دخول .
اسلام ذمّى و ممهر بودن زن به خمر و امثال آن
اگر ذمى مسلمان شد و دخول كرده بود و مهر زن خمر يا خنزير بود ، پس اگر اقباض نموده بوده در حال كفر ، چيزى بر او نيست ؛ و اگر اقباض نكرده بوده آيا ساقط است رأساً ، يا مهر المثل ثابت است ، يا قيمت صداق نزد مستحلَّين ثابت است ؟ اظهر اخير است .
و اگر بعضى مقبوض و بعضى غير مقبوض باشد ، قيمت غير مقبوض ، به نسبت آن از مجموع قيمت مهريّه ، بر او لازم است ، بدون فرق بين اختلاف وزنِ معدوداتى كه مجموع آنها صداق قرار داده شده ، يا عدم اختلاف . و تشخيص قيمت مجموع و بعض ، در معدودات به عدد ، و در مكيل و موزون به تقدير به آنها است .
ارتداد زوج و حرمت وطى
5 - اگر مرتد شد زوج ، حرام مىشود وطى زوجه مسلمه ؛ و لكن اگر در عده مسلمان شد و ارتداد او ملى بود ، بقاى نكاح مكشوف مىشود ؛ و اگر مسلمان نشد ، انفساخ آن مكشوف مىشود . و اگر فيما بين ، وطى به شبهه اتفاق افتاد بدون علم طرفين به حرمت