تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

فرض رقيّت يا كفر ولىّ

5 - اگر پدر آزاد نباشد اگر چه مكاتب باشد و اكثرش آزاد باشد ، ولايت بر اولاد خودش ندارد ، چه آنها مملوك باشند يا آزاد ، و تزويجش با اذن سيد خودش باشد يا نه . و اگر ولد ، مملوكِ سيّد خودش باشد ، توكيل پدر يا غير پدر در تزويج ، موجب صحّت آن است . و همچنين است اگر پدر كافر باشد و پسر محكوم به اسلام باشد ( به اسلام مادر يا جدّ يا وصف اسلام قبل از بلوغ بنا بر اعتبار آن ، يا بعد از بلوغ بنا بر عدم كمال ) و كامل نباشد . و اگر در فرض جدّ مسلمان است ولايت براى او است ، و به عكس در اسلام اب و كفر جدّ ، و براى حاكم است در صورت كفر هر دو . و اگر پدر و پسر هر دو كافرند ، ولايت پدر ثابت است ؛ و در تقدير انتفاى ولايت در دين خود آنها ، محل تامل است . و اگر يكى از دو ولى مسلمان است و ديگرى كافر ، ولايت براى مسلمان است نه كافر .

اسباب سلب ولايت و عود آن

6 - مجنون و مغمى عليه و سكران در حال زوال عقل يا نقصان عقل ، ولايت از آنها سلب مىشود ، و به زوال اين امور عود مىكند ، چه پدر و جدّ يا حاكم باشد . و در سفيه در خصوص ماليات ، تأمّل است ، و محتمل است ثبوت ولايت بر نكاح ، نه اصداق لكن احتياط ترك نشود . و صغير يا صغيره بر مملوك و كنيز خود ، ولايت ندارند . و ولايت نائم منتقل به حاكم نمىشود . و وصى هم با اين اوصاف ولايت او ساقط است و به حاكم منتقل مىشود ، و عود آن به زوال وصف محلّ تأمّل است . و احرام سلبِ ولايت مُحرِم را در تزويج مىنمايد ، و با طول زمان احرام و شدت حاجت به تزويج مىتواند ، در حال احرام ، حاكم تزويج نمايد براى كسى كه مُحرِم ولى او است .