مقابل محابات نافذه است و محابات نافذه ، از ثلث متروكات زيادتى ندارد . و به طريقه منسوبه به مشهور ( كه خلاف مختار است ، و به آن اشاره شد در اوّل اين مسأله ) و بيان لوازم آن در فروع متقدمه ، محل حاجت نيست .
عتق و ازدواج با كنيز در مرض موت و حكم امهار او
4 - اگر در مرض موت عتق كرد كنيز خود را و ازدواج نمود با او و مهر او را عتق او قرار داد و دخول كرد به او ، پس عتق و تزويج صحيح است در صورت خروج منجز از اصل يا وفاى ثلث به قيمت كنيز ، و در صحّت امهار تأمل است .
و بر تقدير صحّت و خروج از ثلث و عدم وفاى ثلث به قيمت او ، پس به قدر ثلث ، منعتق مىشود و لكن ارث نمىبرد از زوج به واسطهء عدم تبعض بُضع كه موجب بطلان نكاح است . و استحقاق مهر المثل به سبب اين دخول به نسبت به قدر انعتاق ، محتمل است . و بنا بر خروج منجز از اصل ، تمام او عتق مىشود و نكاح صحيح است ، و مهر المثل را مستحق است در تقدير عدم صحّت امهارِ تسميه شده .
و اگر عتق كرد در مرض موت كنيز خود را و ازدواج نمود با او و براى او مهرى قرار داد و دخول نمود به او ، پس حكم آن معلوم است با خروج منجز از اصل يا عدم خروج ، و وفاى ثلث به قيمت او و به مهر مسمّى . و در صورت وفاى به قيمت نه مهر ، عتق و نكاح صحيح است و مسمّى باطل است و مهر المثل به دخولْ مستحَق است و اخراج از اصل مىشود ، نه از ثلث ، مثل ارش جنايت ، لكن بايد وفاى به ثلث بعد از اخراج مهر المثل ، محفوظ باشد و گر نه عتق مبعّض ، نكاح با او صحيح نيست .
و در مهر المثل كه خارج از اصل است به نسبت عتق نافذ كه خارج از ثلث است بنا بر مفروض ، محتمل است خروج مقدارى كه با عتق بعض و مهر المثل همان بعض معتَق ، ثلث تمام بشود و بقيه مال ورثه باشد ؛ و محتمل است نصفْ توزيع بر عتق و مهر بشود به تنصيف و نصف ديگر مال ورثه باشد ؛ پس اگر قيمت 100 است و مهر المثل 100 و بقيه