صورت تصديق وكيل بائع را ، در تقديم قول موكَّل ، تأمل است .
7 - اگر عقد واقع شد پس با جهل به وكالت طرف ، رجوع به مباشر عقد مىنمايد به عوض ؛ و با علم به وكالت و استفاده وكالت مطلقه در لوازم عرفيّهء عقد يا ادّعاى آن در زمان وكالت ، رجوع به هر كدام از موكَّل و وكيل كه بخواهد مىنمايد ، چه عوض در ذمّه باشد ، يا عين خارجيه .
و با عدم ثبوت اطلاق در وكالت به تسليم و تسلَّم ، رجوع به موكَّل مىنمايد در صورت ذميّت و خارجيّت .
مطالبهء حق وكالت و انكار موكَّل
8 - اگر وكيل ثابت الوكاله ، مطالبهء حق به وكالت كرد و مديون بگويد : « استحقاق مطالبه ندارى » ، التفات به قول او نمىشود مگر بعد از استفسار و جواب به چيزى كه رجوع به تكذيب بينهء وكالت ننمايد .
و اگر ادّعاى عزل وكيل نمود ، با بيّنه مسموع مىشود ، و بر وكيل يمين نيست بر نفى فعل غير مگر آن كه ادّعاى علم او بنمايد و او يمين بر نفى علم ايقاع نمايد . و همچنين در صورت ادّعاى ابراء به موكَّل يا اداء به او كه مسموع و با بيّنه ، قول مديون ثابت مىشود .
شهادت وكيل به نفع موكل
9 - شهادت وكيل مقبول است براى موكَّل در غير مورد ولايت او به سبب وكالت و آن چه راجع به آن مىشود ، مثل جرح شهود مدّعى بر موكَّل كه راجع به شهادت به نفع موكَّل است ، قبول نمىشود در مورد ولايت او . و بعد از عزلْ قبول مىشود شهادت او در مورد ولايت و غير آن ، مگر آن كه اقامهء شهادت در زمان وكالت نموده و مردود شده باشد شهادت او ، يا آن كه شروع در منازعه كرده باشد پس از آن معزول شده و شهادت بدهد ، كه در قبول شهادت به جهت زوال موجب تهمت ، تأمّل است .
اقرار وكيل به قبض و تلف و تصديق غريم
10 - اگر شخصى را وكيل كرد در قبضِ حق از غريم ، پس اقرار كرد وكيل به قبض و